تبلیغات
.:: پایگاه فرهنگی چادری ::.
موضوعات حجاب

با سلام، در این قسمت می توانید مطالب پایگاه چادری را در موضوعات مدوّن ببینید. لطفا یک موضوع انتخاب کنید:
نویسندگان

پایگاه منتخب

نظرسنجی

پایگاه فرهنگی چادری:






خالی

دریافت کد لوگو

مطالب حجاب


حجاب و خانواده منطق عقل فواید حجاب

من دختری 20 ساله ام و چادر سر می كنم ولی خانواده ام راضی به این كار نیستن، اونها رضایت دادن كه توی دانشگاه یا محیط های كاری چادرم رو سرم كنم، اما جاهای دیگه ای كه همراه خانواده می ریم سرم نكنم. من بهتره چه كار كنم؟ اگه به اون چیزی كه می گن عمل كنم، آیا این عمل من ریاست؟ و برای حفظ چادر به عنوان حجاب، چقدر باید جلوی خانواده ایستاد؟ تا چه حد مقابل مخالفت ها ایستاد؟
ارسالی از: حسن اکبری دیدگاه


در اوامر و نواهى الهى (یعنى آنچه شرعا بر زن واجب یا حرام است مثل نماز یا ترك گناه و امثال آن) امر و نهى و رضایت و عدم رضایت و اذن و عدم اذن پدر و مادر و دیگران هیچ اثرى ندارد بلكه بر بانوان واجب است مطیع شرع باشد اما در مورد خروج از منزل و پوشیدن لباس و انجام مستحبات باید مطیع والدین باشد، مگر این كه پدر و مادر در پوشیدن لباس از او بخواهد كه بدون رعایت حجاب و یا با لباس مهیج بیرون رود كه در این صورت اطاعت لازم نیست.
حجاب منحصر در چادر و حتى مانتو نیست، بلكه هر لباسى كه غیر از وجه و كفین (دست‏ها تا مچ) را بپوشاند وموجب تحریك و جلب توجه نامحرم نگردد كافى است ولى باید توجه داشت كه همان طور كه بقیه واجبات داراى مراتب مختلفى مى‏باشند حجاب نیز داراى مراتب خوب، متوسط و خوب‏تر است و چادر حجاب برتر بانوان محسوب مى‏گردد.
در این جا چند نكته وجود دارد كه براى روشن شدن آنها باید دید اساسا فلسفه حجاب چیست؟

حجاب دو فلسفه اساسى دارد كه با یكدیگر ارتباط تام دارند:
1) مصونیت زن در برابر طمع‏ورزى‏هاى هوس‏بازان.
2) پیشگیرى از تحریكات شهوانى خارج از ضوابط و هنجارهاى الهى و تأمین سلامت و بهداشت معنوى جامعه.
حجاب با چنین نقش و كاركرد مهم و اساسى پیامى قاطع و كوبنده با خود دارد، و آن این است كه در برابر همه مردان اجنبى نوعى هشدار و اعلام «دور باش!» مى‏دهد، اكنون باید دید چه عواملى در رساندن این پیام و اثرگذارى آن مؤثر است:
T}1) حدود و میزان پوشش:{T بدون شك هر اندازه بدن زن پوشیده‏تر باشد نقش نیرومندترى در دورسازى دیدگان نظاره‏گر ایفا مى‏كند. اگر نگاه‏هاى آلوده را همچنان كه در روایات آمده است «تیرهاى زهرآلود شیطان» بدانیم، پوشش زن همانند قوسى است كه تیر از آن كمانه مى‏كند و منحرف مى‏شود و از اصابت و نفوذ در هدف باز مى‏ماند. بر عكسهر اندازه بدن زن برهنه‏تر باشد تیرهاى شیطانى را بیشتر متوجه خود ساخته و از آن آسیب خواهد دید. از همین روست كه چادر را حجاب برتر شناخته‏اند، زیرا با وجود شرایط دیگر، بیشترین پوشش و مطمئن‏ترین مصونیت را فراچنگ مى‏آورد.
T}2) كیفیت پوشش:{T میزان ضخامت و حتى كیفیت دوخت لباس خود بخش مهمى از حجاب را تشكیل مى‏دهدبدون شك لباس‏هاى نازك و تنگ و بدن‏نما فرودگاه پیكان مسموم شیطان و موجب خیره شدن چشم‏هاى هرزه و آلودهو به فساد كشاننده جامعه است. در مقابل لباس‏هاى غیربدن‏نما، دیده‏ها را از خود دور مى‏سازد، و سلامت معنوىنفوس را تأمین مى‏كند.
T}3) رنگ‏ها:{T تردیدى نیست كه برخى از رنگ‏ها دیده‏ها را خیره مى‏سازد، و پاره‏اى دیگر نگاه‏ها را از خودمى‏راند و دور مى‏سازد. اكنون سؤال مى‏شود كدامیك از این دو براى تأمین حجاب واقعى و مصونیت معنوى جامعه وخیره نكردن چشم‏ها و بر نیفروختن آتش شهوت مفیدتر است؟ مگر ما در جامعه‏اى زندگى نمى‏كنیم كه میلیونها جوان در اوج غریزه جنسى به سر مى‏برند و در سخت‏ترین شرایط جوانى از امكان ازدواج محرومند و كافى است با اندك جرقه‏اى شعله‏هاى غریزه در وجودشان برافروخته شود و به انواع گناهان و ناراحتى‏ها مبتلا گردند؟ پس چرا به هروسیله ممكن ـ حتى با گزینش رنگ مناسب لباس در جامعه ـ به سلامت دینى و روحى و روانى آنان كمك نكنیم وموجب جلب توجه آنان و قرارگرفتن‏شان در دام مفاسد نشویم؟ در عین حال علماى دین نسبت به خصوص رنگ‏هاتأكید چندانى نكرده، ولى بر این مسأله پاى مى‏فشارند كه لباس نباید موجب جلب توجه و عواقب سوء ناشى از آنباشد. ازاین‏رو است كه در طول تاریخ زنان مسلمان به میل خود لباس مشكى را براى حجاب برگزیدند و این سنت حسنه مورد تقریر و پذیرش پیامبر(ص) و امامان(ع) قرار گرفت، زیرا آنان به این وسیله احساس امنیت و مصونیت بیشترى مى‏كردند، V}(ر.ك: حجاب در ادیان الهى، محمدى آشنانى){V.
T}4) شیوه‏هاى رفتارى:{T طرز صحبت و چگونگى راه رفتن و ... نیز بخشى از حجاب به معناى وسیع كلمه است.حفظ وقار و متانت هم همان نقشى را دارد كه پوشش زن دارد و عدم رعایت آن نیز برآیندى چون برهنگى در پى دارد.ازاین‏رو قرآن مجید یكى از صفات خوب زنان مؤمن را كه در رفتار دختران شعیب بیان مى‏كند همان «حیا» و وقاراست.
در رابطه با فلسفه و آثار حجاب در جامعه گفتنی است از آن جا كه انسان یك موجود اجتماعی است جامعه بزرگی كه در آن زندگی می‏كند از یك نظر همچون خانه او است و حریم آن همچون حریم خانه او محسوب می‏شود پاكی جامعه به پاكی او كمك می‏كند و آلودگی آن به آلودگیش روی همین اصل در اسلام با هر كاری كه جو جامعه را مسموم یا آلوده كند شدیدا مبارزه شده است ؛ چرا كه گناه همانند آتش است هنگامی كه در نقطه‏ای از جامعه این آتش روشن شود باید سعی و تلاش كرد كه آتش خاموش یا حداقل محاصره گردد اما اگر به آتش دامن زنیم و آن را از نقطه‏ای به نقطه دیگر ببریم و یا آن را به حال خود واگذاریم حریق همه جا را فرا خواهد گرفت و كسی قادر بر كنترل آن نخواهد بود، از این گذشته عظمت گناه در نظر مردم و حفظ ظاهر جامعه از آلودگی‏ها خود سد بزرگی در برابر فساد است. اشاعه فحشا و نشر گناه و تجاهر به فسق و تسامح در این موضوع این سد را می‏شكند گناه را در اذهان كوچك و آلودگی به آن را ساده می‏نماید. بر همین مبنا حكومت اسلامی موظف است جلو منكرات را بگیرد. این به معنای تحمیل به حجاب نیست، بلكه نوعی واكسینه كردن جامعه در مقابل بیماری‏های روانی و معنوی است. در جامعه اسلامی همه وظیفه دارند به بهداشت روانی و سلامت روحانی توجه كنند. این همان امر به معروف و نهی از منكر و نظارت ملی است. حاكمان اسلامی موظفند موانع رشد فضائل انسانی را از بین ببرند و این در حقیقت بستر سازی برای سلامت روانی جامعه است و بر این اساس قرآن با این پدیده برخورد كرده، به دنبال آن دیگر زنان بدحجاب نمی‏توانستند هرطور دلشان خواست در اجتماع ظاهر شوند، حتی اقلیت‏های مذهبی نیز موظف به رعایت مقررات اسلامی در جامعه اسلامی بوده‏اند.
در آیات 31 سوره نور و 34 و 59 سوره احزاب كیفیت حركات در روابط اجتماعی زن مورد توجه قرار گرفته است. نیز از آیات امر به معروف و نهی از منكر می‏توان استفاده كرد كه جلو هر گونه منكر و زشت باید ایستاد و اجازه ظهور و بروز به آن نداد.
در هر صورت هنجارهای دینی در جامعه را باید به اجرا گذاشت و نمی‏توان تنها به عقیده و میل مردم اكتفا كرد. فكر كنید چقدر از مردم حاضرند با میل و رغبت و از روی اعتقاد از رشوه‏گرفتن و اختلاس اجتناب كنند؟ چقدر حاضرند از شراب و زنا با میل و رغبت احتراز نمایند تا سپس آنها را آزاد گذاشت تا در عمل هم با میل و رغبت وظایف خویش را اجرا كنند. این موضوع منحصر به كشور ما نیست. در هر كشوری یك سلسله دستوراتی است كه به اجبار آنها را به اجرا می‏گذارند. در كشوری مثل فرانسه - كه آن را مهد آزادی می‏شمارند - چگونه به اجبار دختران را وادار به بی‏حجابی می‏كنند تا به مدرسه یا دانشگاه راه یابند! تفاوت در جامعه اسلامی و غیراسلامی در نوع هنجارهاست، نه چگونگی برخورد با آنها.
بسیاری از حكمت‏ها و فلسفه‏های حجاب امروزه روشن شده است:
الف) پوشش امری غریزی و فطری برای بشر است كاوش های باستان شناسی نشان می‏دهد كه از دیر زمان بشر در حد امكان نسبت به مساله پوشش اهتمام ورزیده است وهمه صاحبان ادیان نیز آن را سرلوحه عمل قرار داده‏اند.
ب ) مستور بودن زیباییها و جذبه‏های جنسی زن و مرد آنها را از معرض دید و طمع ورزی شهوت پرستان هرزه محافظت می‏كند و امنیت و بهداشت روانی جسمی آنان را تأمین می‏نماید.
ج ) برهنگی راهبر به سوی بی‏بند و باری و لجام گسیختگی جنسی است كه عواقب شوم و زیانباری دارد؛ از جمله:
1- گسترش فساد و ناهنجاری‏های اجتماعی.
2- شیوع بیماری هایی چون سفلیس سوزاك ایدز و... .
3- سست شدن پیمان مقدس خانواده گسترش آمار طلاق و بالا گرفتن عقده‏های روحی در كودكان.
4- زیاد شدن فرزندان نامشروع.
اینها و ده ها مشكل اجتماعی دیگر عواقب شومی است كه جهان غرب را سخت برآشفته و ستاره تمدنش را به افول می‏كشاند تا آن جا كه حتی فریاد متفكرین ماتریالیستی چون راسل را برآورده و جهان را سخت بر آنان تنگ كرده است. ولی مكتب گرانقدر اسلام در پرتو هدایت‏های نورانی‏اش همچون حجاب از اساس با این جریان ویرانگر به مبارزه برخاسته و حجاب را دژی استوار برای صیانت فرد وجامعه از آسیب های بیشمار قرار داده است. از همین روست كه استعمارگران برای تخدیر جوانان و در بند كشیدن آنان و گسترش اهداف ظالمانه خویش از بی حجابی و برهنگی به عنوان ابزاری قوی سود می‏جویند.
در هر صورت موضوعاتی نظیر:حفظ نظام اجتماعی ، بقائ نسل وخانواده، تامین سلامت فکری ، روحی - روانی افراد جامعه وفراهم نمودن بستری مناسب ومحیطی سالم برای پرورش وتکامل مادی ومعنوی انسان ، وبالآخره پرهیز از عواقب شومی که جوامع دیگر به دلیل رعایت ننمودن این قبیل محدودهها گرفتار آن شده ویادر آن دست وپا میزنند ؛ نظام اسلامی را ملزم به اجرای این حکم ارزشمند الهی می دارد.
توضیحات بیشتر:
به صورت خلاصه فلسفه حجاب (پوشش) مى‏تواند ناشى از امور زیر باشد:
1. حفظ تعادل جامعه از نظر امنیت و آرامش روانى.
یكى از غرایز خدادادى در ساختمان وجودى انسان، غریزه جنسى است كه نیرومندترین و ریشه‏دارترین غریزه آدمى است و در صورت كنترل آن، مى‏تواند علاوه بر تداوم و استمرار نسل بشر، موجبات و امنیت روانى انسان‏ها را فراهم كند.
در قوانین اسلام، براى استفاده درست از این غریزه حیاتى، مكانیسم‏هاى گوناگونى مطرح شده است كه «حجاب» و وجود حریم بین زن و مرد، یكى از راهكارهاى مهم آن است.
بدون شك، نبودن حریم بین زن و مرد و آزادى معاشرت‏هاى تعریف نشده و بى‏بندوبار (با آرایش‏هاى گوناگون)، هیجان‏ها و التهاب‏هاى جنسى را فزونى مى‏بخشد و تقاضاى برهنگى و سكس را به صورت یك عطش روحى و یك خواست سیرى‏ناپذیر درمى‏آورد.
اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه كامل داشته و تدابیر زیادى براى تعدیل و رام كردن این غریزه اندیشیده است و در این زمینه هم براى زنان و هم براى مردان، تكالیف خاصى معین كرده است. وظیفه مشترك زن و مرد این است كه چشم خویش را از نگاه به نامحرم بپوشانند و از نگاه شهوت‏آمیز بپرهیزند؛ اما زنان - به خاطر جاذبه‏هاى بیش‏تر - وظیفه خاصى دارند و آن این كه بدن خود را از مردان بیگانه بپوشانند و در اجتماع با آرایش‏هاى تحریك‏آمیز، ظاهر نشوند و به جلوه‏گرى و دلربایى نپردازند تا زمینه انحراف مردان و به ویژه جوانان فراهم نشود.
لباس افراد جامعه و مخصوصاً لباس زنان نمى‏تواند به هر شكل و اندازه‏اى باشد و باید حد و ضابطه‏اى داشته باشد. بى‏بندبارى در پوشش و لباس ، موجب بى‏بندبارى در تحریك غریزه جنسى است. تحقیقات علمى در فیزیولوژى و روانشناسى در باب تفاوت‏هاى جسمى و روحى زن و مرد ثابت كرده است كه مردان نسبت به محرك‏هاى چشمى شهوت‏انگیز، حساس‏تر از زنانند و برعكس زنان در مقابل محرك هاى لمسى حساسیت بیش‏ترى دارند.
آستانه حس لمس و درد در زنان از همان زمان تولد پایین‏تر از مردان است...؛ در عوض مردان بینایى بهترى دارند. این مزیت‏هاى جنسى در استعداد حسى، آموخته یا اكتسابى نیست؛ بلكه از زمان كودكى آشكار است... .مردان بالغ به محرك‏هاى بینایى شهوانى حساسیت بیش‏تر مى‏داند. اصطلاح «چشم چرانى» كه براى این ویژگى مردان به كار مى‏رود، زاییده حساسیت مردان نسبت به محرك‏هاى بینایى شهوانى است؛ چون دامنه و برد حس بینایى زیاد است؛ یعنى چشم مى‏تواند از فاصله نسبتا دور، تحت تأثیر محركها قرار گیرد و از این گذشته وسعت زیادى از محیط در آن واحد دیده مى‏شود. از سوى دیگر، چون حس لامسه دامنه و برد زیاد ندارد و فعالیتش محدود به تماس از نزدیك است و هورمون‏هاى جنسى زن به صورتى دوره‏اى ترشح مى‏شوند و به طور متناوب عمل مى‏كند، تأثیر محرك‏هاى شهوانى بر زن، صورتى بسیار محدود دارد و از این نظر فعالیت زنان بسیار كم است؛ به خلاف مردان كه ترشح اندروژن‏ها در آن‏ها صورتى یكنواخت دارد و هیچ عامل طبیعى آن را قطع نمى‏كند. مردان به صورتى گسترده‏تر تحت تأثیر محركهاى شهوانى قرار مى‏گیرند و از این نظر فعال‏ترند.1
2. حفظ و تحكیم بنیان خانواده‏
بى‏تردید نهاد خانواده، یكى از مقدس‏ترین نهادهاى اجتماعى است كه بشر تا به حال خود دیده است. نقش خانواده در پروسه ایجاد جامعه سالم، یك نقش بى‏بدیل است و در این میان نقش حجاب و پوشش اسلامى در سلامت و استمرار پیوند خانوادگى، غیر قابل انكار است. در مقابل، برهنگى، سمّ كشنده نظم و پیوند موجود در نهاد خانواده است.
آمارهاى مستند نشان مى‏دهد كه با افزایش برهنگى در جهان، طلاق و از هم گسیختگى زندگى زناشویى در دنیا همواره بالا رفته است؛ زیرا «هر چه دیده بیند، دل كند یاد» و هر چه دل در مقوله هوس‏هاى سركش بخواهد، به هر قیمتى باشد، به دنبال آن مى‏رود و به این ترتیب، هر روز دل به دلبرى جدید مى‏بندد و با قبلى وداع مى‏كند؛ اما در محیطى كه «حجاب» حاكم است و شرایط دیگر اسلامى رعایت مى‏شود، دو همسر تعلق به یكدیگر دارند و احساساتشان و عشق و عواطفشان، مخصوص یكدیگر است. در بازار آزاد برهنگى، قداست پیمان زناشویى مفهومى ندارد. خانواده‏ها به سادگى متلاشى مى‏شوند و كودكان بى‏سرپرست مى‏مانند.
3. پیش‏گیرى از فحشا و فروپاشى نظم جامعه.
گسترش دامنه فحشا و افزایش فرزندان نامشروع، از دردناك‏ترین پیامدهاى بى‏حجابى و آزادى‏هاى بى‏حد و حصر جنسى است كه در جوامع غربى و سایر جوامع مشابه، كاملا مشهود است. عامل اصلى فحشا و ازدیاد فرزندان نامشروع، منحصر به فرهنگ برهنگى و بى‏حجابى نیست؛ بلكه یكى از عوامل اصلى و مؤثر در گسترش دامنه فحشا و جریان روبه‏رشد تولد فرزندان نامشروع ، مسأله برهنگى و بى‏حجابى است. امروزه یكى از مشكلات جوامع غربى، تولد روبه رشد فرزندان نامشروع و بدون شناسنامه است. فرزندانى كه داراى پدر و مادر نامشخصى هستند و از نظر حقوقى، مشكلات فراوانى را به همراه آورده، نظم اجتماعى جوامع غربى را تهدید مى‏كنند.
4. جلوگیرى از نگاه ابزارى به زن و ابتذال وى‏
یكى از مسائل مطرح پیرامون حقوق زنان و بى‏توجهى به آنان، نگاه ابزارى به زنان است. هنگامى كه جامعه، زن را با اندام برهنه بخواهد، طبیعى است روزبه‏روز تقاضاى آرایش بیشتر و خودنمایى افزونتر از او دارد و هنگامى كه زن را از طریق جاذبه جنسى‏اش وسیله تبلیغ كالاها و عاملى براى جلب جهان‏گردان و مانند این‏ها قرار دهد، در چنین جامعه‏اى شخصیت زن تا حد یك عروسك یا یك كالاى بى‏ارزش سقوط مى‏كند و ارزش‏هاى والاى انسانى او به كلى به دست فراموشى سپرده مى‏شود و به این ترتیب، زن، وسیله‏اى براى اشباع هوس‏هاى سركش برخى مردان آلوده و فریبكار مى‏شود.
عنصر حجاب و پوشش اسلامى، نه تنها زن را از صحنه اجتماع وفعالیت‏هاى اجتماعى دور نمى‏كند، بلكه زمینه‏هاى حضور مستمر و فعال زنان را در عرصه اجتماع -به همراه حقوق اجتماعى برابر- تضمین مى‏كند و شخصیت خدادادى زن را از دستبرد نگاه ابزارى دیگران، مصونیت مى‏بخشد.
توضیح برخی از تاثیرات حجاب:
حجاب و سلامت فرد و خانواده
بی‏تردید زندگی اجتماعی - خواه بر استدلال عقلی و خواه برخواسته فطری و خواه بر بنیان قراردادهای اجتماعی و... بنا شده باشد - از تأثیر و تأثّر متقابل افراد و عملكرد آن‏ها تهی نیست. خوبی‏ها و زیبایی‏ها برای فرد و خانواده و جامعه مفیدند و زشتی‏ها و بدی‏ها نیز به همه زیان می‏رسانند. و تأثیر خود را بر تمام اعضا و اركان جامعه به جا خواهند گذاشت.
همنوایی آهنگ تكوین و تشریع‏
مدبّر آفرینش كه خواهان تداوم نسل بشر است، خود، به قلم تدبیر و تكوین، جاذبه‏های عقلی، اجتماعی، فطری و زیستی - جنسی را در آدمیان و حتّی حیوانات و گیاهان به ودیعت نهاده تا در پرتو جذب و انجذاب درونی همیشگی شعله وجودشان را بر افروخته نگهدارند. خالق هستی برای بقای دیگر موجودات تنها همین جذب و انجذاب را كافی دانسته، ولی برای بقای نسل بشر مسؤولیت سپاری را نیز از نظر دور نداشته است؛ زیرا بشر چون جانوران و گیاهان نیست كه نسل وی تنها با جاذبه‏های زیستی - جنسی و عشق ورزی آزاد پایدار ماند. نوزاد انسان پس از تولّد به تغذیه، نگهداری و پرورش درست نیازمند است و بدون مراقبت‏های بهداشتی، زیستی و... فرصت حیات نمی‏یابد. بر این اساس، معمار هستی كه نهاد آدمی را آن گونه سرشت، برگنبد تشریع این گونه نوشت كه ازدواج محبوب‏ترین بنیادها برای بنا نهادن كانون تولّد و مهد پرورش و رشد نوع انسان است‏1، تاهم جذب و انجذاب به محیط خانواده محدود گردد و هم نسلی سالم و متعادل پرورش یابد. چون جذب و انجذاب لجام گسیخته هرگز به بقای نسل تن نمی‏دهد و آن را مزاحم عشق ورزی خود می‏بیند؛ همان‏گونه كه نسل ناسالم، پدر و مادری نمی‏شناسد تا آن نژاد را استمرار بخشد2. به این منظور، انتظار می‏رود معمار نظام تكوین و تشریع در راه نیل به خواست خود، به تدبیر و تشریع لازم دست یازد و اسباب رسیدن به آن هدف را تشریع فرماید. «حجاب» در شمار این اسباب جای دارد. اینك در این نوشتار، با پرداختن به برخی آثار تربیتی و روان شناختی این دو پدیده، سودمندی و ضرر آفرینی هر یك را هویدا می‏سازیم تا هر كس خود آگاهانه تصمیم گیرد.
حجاب و رشد شخصیت‏
شخصیت؛ مجموعه افكار، عواطف، عادت‏ها و اخلاقیات یك انسان است كه به تمایز وی از دیگران می‏انجامد3؛ به عبارت دیگر، مجموعه صفات و ویژگی‏های جسمی، روانی و رفتاری كه هر انسان را از انسان‏های دیگر متمایز می‏سازد، شخصیت نام دارد4. بر این اساس، هر كس شخصیتی دارد كه خود را با آن معرفی می‏كند. و دیگران نیز او را به همان ویژگی‏ها می‏شناسند. در، «روان‏شناسی كمال» انسان رشد یافته كه انسان خواستارِ تحققِ خود (actualizing person - The Self) معرفی می‏گردد، این گونه توصیف شده است: انسانی كه نیازهای سطوح پایین (نیازهای جسمانی، ایمنی، تعلق، محبت و احترام) را پشت سر نهاده، در صدد استفاده از توانایی‏ها و قابلیت‏های خود است و به دنبال به فعلیّت رساندن خویشتن و تحقق خویش است‏5. اریك فروم انسان رشد یافته را انسان بارور (Productive person) معرفی می‏كند و در تعریف او می‏گوید: وی انسانی است كه نیازهای روانی‏اش را از راه‏های بارور و زایا و خلاق ارضا می‏كند6. به عقیده اریك فروم مؤثرترین عامل در رشد شخصیت انسان برآوردن معقول نیازهای روانی است كه حیوانات پست این نوع نیازها را ندارند. انسان سالم نیازهای روانی - نه نیازهای جسمانی مانند گرسنگی، تشنگی، جنسی و...- خود را از راه‏های خلاّق ارضا می‏كند و اشخاص ناسالم از راه‏های نامعقول‏7. اكنون باید دید فرصت رشد شخصیت با رعایت حجاب بیش‏تر فراهم می‏گردد یا با عدم رعایت آن؟ انسانی كه پیوسته نگران زیبایی خود است و بیش‏تر در جهت معرفی پیكر خود می‏كوشد، بهتر می‏تواند قابلیت‏های خود را بشناسد و به فعلیت برساند یا آن كه سر در باغ اندیشه دارد؟ آیا توجّه به نیازهای جسمانی و سطحی به انسان امكان رشد می‏دهد یا توجّه به نیازهای عالی و مخصوص انسان‏ها؟ آیا غرق شدن در خود نمایی و جلب توجّه دیگران مسیر منتهی به یافتن خویشتن است؟ انسانی كه زندگی‏اش تحت فرمان و اراده‏اش نیست، در حس هویّت یابی خود (of Identity A Sense) دچار شكست شده است‏8 تا چه رسد به آن كه هویّتش را به كمال رساند. زیرا سلیقه و خواست دیگران در زندگی‏اش تأثیر می‏گذارد و چنان زندگی می‏كند كه دیگران می‏پسندند، نه آنگونه كه خود می‏پسندد.
بی‏حجاب در اندیشه نمایش خود و زیبایی خویش است. این امر كه عقده حقارت (inferority complex) انسان را می‏نمایاند، زمینه رشد و تعالی وی را نابود می‏سازد؛ در حالی كه زن مانند مرد یك انسان است و باید از نظر انسانی رشد و تكامل یابد. كسی كه با نمایش زیبایی خود و گزینش پوششی ویژه در اندیشه جلب نظر دیگران به سر می‏برد، در حقیقت می‏خواهد با تكیه بر جذابیت‏های ظاهری خویش و نه اصالت‏ها و ارزش‏های متعالی خود، جایی در جامعه بیابد. در واقع او از این طریق اعلام می‏دارد، آنچه برایش اصل است و اهمیّت دارد، «زن بودن» او است نه انسانیت و اندیشه و لیاقت و كارآیی‏اش. چنین فردی قبل از همه اسیر خویش است و به مغازه‏داری شبیه است كه پیوسته در اندیشه تزیین ظاهر و تغییر دكور خود به سر می‏برد و فرصت پرداختن به آرزوهای بزرگ‏تر را نمی‏یابد9.
حجاب و حرمت خود (احساس ارزشمندی)
از نظر روان‏شناسی، قطعی‏ترین عامل رشد انسان «میزان ارزشی» است كه هر فرد برای خود قائل است‏10؛ به عبارت بهتر، نافذترین عامل رشد روانی و شخصیتی انسان، سطح حرمت خود (esteem - Self) او است. درجه ارزیابی فرد از خود، حرمت خود خوانده می‏شود و در واقع باز خوردی از مورد قبول بودن و مورد قبول نبودن به شمار می‏آید. این قضاوت در قالب رفتارهای كلامی و غیر كلامی بروز می‏كند و گستره‏ای است كه فرد خود را در آن پهنه توانا، مهم، موفق و با ارزش و یا ناموفق و بی‏ارزش می‏داند11.
چنان كه گذشت، «سطح حرمت خود» در سازش یافتگی هیجانی، اجتماعی و عاطفی تأثیر بسیار دارد و از عوامل تعیین كننده اساسی در شكل‏دهی الگوهای رفتاری و عاطفی است؛ به گونه‏ای كه تردید افراد در ارزشمندی‏شان به ناتوانی در رسیدن به زندگی عاطفی موزون می‏انجامد. این افراد همواره از آشكار شدن ناتوانی‏هاشان هراسناكند و صحنه را ترك می‏كنند. از طرفی خلاقیت با «سطح حرمت خود» رابطه كاملاً مستقیم دارد12.
به راستی آیا برهنه شدن و كشاندن رفتارهای جنسی به كوچه و خیابان به آدمی ارزش می‏دهد و انسان را از احساس ارزشمندی بهره‏مند می‏سازد؟ البتّه شاید احساس رضایت آنی و زود گذر پدید آورد، ولی كم‏تر كسی است كه بر خورداری از این حالت و رفتار را ارزش تلقی كند و شخص برخوردار از این روحیه را ارزشمند بداند. افزون بر این، تأمین هر خواسته‏ای همیشه با احساس رضایت همراه نیست. در جامعه‏ای كه برهنگی تمام شریان‏های آن را پر كرده و زن و مرد همواره در حال مقایسه داشته‏ها و نداشته‏های خویشند، انسان‏ها در تشویش مستمر و دلهره همیشگی فرو می‏روند؛ زیرا رقابت و مقایسه در میدانی رخ می‏نماید كه ظرفیت رقابت ندارد و بدین سبب، آدمی به تنوع طلبی حریصانه كشیده می‏شود. بی‏تردید تا وقتی این اندیشه فضای ذهن آدمی را آكنده است، فرصتی برای بروز خلاقیت و ابتكار باقی نمی‏ماند. ذهنِ مشغول به تصاحب دل دیگران و جلب نظر مردان و پسندیده شدن، هرگز اندیشه علمی را بر نمی‏تابد و نمی‏تواند یافته‏ای تازه عرضه كند. او در پی آن است كه در وضعیت موجود پسندیده شود نه آن كه وضعیت را تغییر دهد و با ابتكار و خلاقیت، طرحی نو در اندازد. از سوی دیگر، از آن‏جا كه احساس بی‏ارزش بودن تمام وجود این افراد را پر كرده است، در پی جبران این كمبود بر می‏آیند و چون آسان‏ترین راه رسیدن به این احساس، مقبول دیگران واقع شدن است، از طریق سكس و عرضه پیكر خود در این مسیر گام بر می‏دارند تا به شكلی، احساس ارزشمندی از كف رفته خود رإ؛ ّّ جبران كنند. در حالی كه شخص بر خوردار از حجاب هرگز چنین نیازی را احساس نمی‏كند. در نگاه او بهترین راه جبرانِ احساسِ ارزشمندی آن است كه خود را از دسترس بیگانگان دور نگهدارد و مقام و موقعیت خود را پایین نیاورد13. گویا از همین رو است كه ویل دورانت می‏گوید: زنان دریافتند كه دست و دل بازی مایه طعن و تحقیر است.
بنابراین، چنین افرادی هم ارزشمندی را از كف داده‏اند و هم در جبران آن به بیراهه رفته‏اند. راه رسیدن به احساس ارزشمندی پایدار، رفتن در پی كسب صفات ارزشمند و پایدار است.
انسان بر خوردار از حجاب، با دور نگهداشتن خود از دسترس دیگران، سطح ارزشمندی خود را ارتقا می‏بخشد تا آن‏جا كه مرد، نیازمندانه به آستان وی روی می‏آورد. بی‏تردید اگر زنان این مفهوم را به طور كامل درك كنند، به پوشیده داشتن و مخفی ساختن پیكر خویش بیش‏تر گرایش نشان می‏دهند14 و پی خواهند برد كه راه احساس ارزشمندی در دسترس و مقبول بودن لحظه به لحظه نیست. راسل می‏گوید: از لحاظ هنری، مایه تأسف است كه بتوان به آسانی به زنان دست یافت. ویل دورانت نیز می‏گوید: آنچه می‏جوییم و نیابیم عزیز و گرانبها می‏گردد15.
ویلیام جیمز به صراحت توصیه می‏كند: زنان عزّت و احترامشان به این است كه به دنبال مردان نروند، خود را مبتذل نكنند و خود را از دسترس مردان، دور نگهدارند.
پس حجاب احساس ارزشمندی است؛ كه موقعیتی بلند مرتبه برای زنان پدید می‏آورد و مردان را در محدودیت فرو می‏برد. اگر چه در بیان به زنان گفته می‏شود كه پوشیده بیرون آیید؛ ولی واقعیت آن است كه به مرد گفته می‏شود، بهره برداری جنسی در همه جا ممنوع. چون راه چشم را كه نافذترین كانال حسی مردان است، نمی‏توان سد كرد.
حجاب و استحكام خانواده‏
با ز هم تاکید می کنیم خانواده با اهمیّت‏ترین نهاد اجتماعی است. خانواده كانون عشق و امید و تحقق آرزوهای آدمی و مركز تولّد و پرورش نسل بشر است؛ به گونه‏ای كه هیچ جامعه‏ای نمی‏تواند بدون خانواده پایدار بماند. در معارف الاهی خانواده مهم‏ترین جایگاه پرورش انسان است. قرآن كریم همسران را «لباس» یكدیگر می‏داند و بدین ترتیب نقش هر یك را معیّن می‏كند. زن و شوهر نزدیك‏ترین افراد به یكدیگرند و چون لباس، یكدیگر را از آفات و آسیب‏های عفت سوز و ایمان برانداز حفظ می‏كنند16. افزون بر این، آن‏ها مانند لباس، مایه وقار و آراستگی یكدیگرند. بی‏تردید این نقش در پرتو تفاوت زن و شوهر شكل می‏گیرد. چنانچه زن و شوهر از تعهدات خانوادگی رها باشند، نمی‏توانند برای یكدیگر چون لباس به شمار آیند و عفت و وقار و شخصیت هم را پاس دارند. حجاب از لوازم سامان یافتن چنین بنیادی است و بی‏حجابی با آن تعارض آشكار دارد؛ زیرا بی‏بند و باری در پوشش، بی‏بند و باری در تحریك و احساس نیاز را در پی دارد و تأمین نیازهای شعله‏ور بنیاد خانواده را نشانه می‏رود17.
غریزه جنسی یكی از علل مهم ازدواج و به وجود آمدن خانواده است؛ امّا برای پایداری‏اش كافی نیست. بعد از ازدواج به تدریج با گذر زمان اهداف جدید شكل می‏گیرد؛ خواسته‏های زیستی و جنسی اندك اندك جای خود را به نیازهای روانی و امنیتی و عاطفی و شناختی می‏دهد و دیگر سرمایه عشق ورزی به تنهایی برای تأمین اهداف خانواده و خواسته‏ها كافی نیست. نخستین شرط دستیابی بدین اهداف و تأمین خواست‏های جدید، آن است كه زن و شوهر از هویّت و خواست‏های فردی دست شویند و به سوی پی ریزی هویتی جمعی گام بردارند. چنانچه هر كس فقط خواهش خویش را پی گیرد؛ زن در جهت تجمل و خودنمایی و مورد پسند واقع شدن در اجتماع و جلب توجّه مردان گام بردارد؛ در دغدغه مقبولیت خویش فرو رود و نقش مادری را به فراموشی سپارد؛ و از آن سوی مرد در اندیشه رسیدن به تمكین‏های نوتر و پر رونق‏تر به سر برد و نقش پدری را فراموش كند، بنیان خانواده بر باد می‏رود. بی‏تردید كانون خانواده با اموری چون توجّه به لباس و بدن و روی و موی و انگشت نما شدن و مشخص‏تر معرفی كردن خود، پیوند تنگاتنگ دارد و پرداختن بدین امور و فراموش كردن اهداف خانواده و نیازهای برتر، پایه‏های خانواده را متزلزل می‏سازد.
حجاب و مسؤولیت پذیری‏
هر كس در برابر خود و دیگران مسؤول است. انجام موفقیت‏آمیز مسؤولیت به استعداد و برخورداری از توانمندی‏های متناسب و ظرفیت‏های روان شناختی و جسمی نیاز دارد. توفیق در پاره‏ای از مسؤولیت‏ها و حتّی سپردن برخی از مسؤولیت‏ها به حجاب تكیه دارد و افرادی كه بی‏حجابی پیشه می‏كنند، توان انجام آن را ندارند. این گروه ناگزیر باید به خویش پردازند و - چنان كه امروزه مشاهده می‏كنیم - چاره‏ای ندارند جز آن كه انجام آن مسؤولیت‏ها را به دیگران و حتّی مردان بسپارند18. زنانی كه در پی دلربایی و جلب نظر دیگرانند و جز عرضه پیكر خود به چیزی نمی‏اندیشند، هرگز نمی‏توانند غمخوار همنوع خود باشند؛ در برابر خانواده و اجتماع احساس مسؤولیت كنند و به معنویت خود و اعضای خانواده و جامعه بیندیشند. این افراد، افزون بر آن كه خود به دلیل ناتوانی یا شانه خالی كردن از انجام دادن مسؤولیت‏های فردی باز می‏مانند، با روحیه و وضعیت بدنی خاص خویش محیط را آلوده و موقعیت را برای فعالیت مسؤولیت پذیرانه نامساعد می‏سازند. بر این اساس، بازدهی فعالیت‏های خانوادگی و اجتماعی را كاهش می‏دهند و حتّی دقّت عمل را دچار اختلال می‏كنند؛ به عبارت دیگر، این افراد خود ناتوان می‏مانند و دیگران را نیز از انجام دادن تعهدات و مسئولیت‏هاشان باز می‏دارند. تحقیقات گسترده و به ویژه پژوهش‏های میدانی، حاكی از افت تولید و كاهش سطح كیفیت در مراكز آلوده به افراد بی‏حجاب، بر درستی این سخن گواهی می‏دهد.
اسلام كه عاطل و باطل ماندن نیروهای عظیم انسانی و غیر انسانی را نمی‏پسندد، برای رسیدن به موفقیت در انجام تعهدات و مسؤولیت‏های فردی و اجتماعی، استعداد و شرایطی را لازم می‏داند كه رعایت پوشش خاص یكی از آن‏ها به شمار می‏آید. فرد بی‏حجاب با رعایت نكردن این شرط در واقع از قبول مسؤولیت خودداری ورزیده، در پی خواسته‏های خود می‏رود و حتّی دیگران را از انجام تعهدهای پذیرفته شده باز می‏دارد. بنابراین، حجاب هرگز به معنای محدود كردن حوزه مسؤولیت زن نیست. حجاب شرط موفقیت در انجام دادن مسؤولیت‏ها و سپردن برخی مسؤولیت‏ها است. انسان، با انتخاب بی‏حجابی از قبول مسؤولیت‏های حساس و سنگین شانه خالی می‏كند؛ آزاد از هر تعهدی سر بار دیگران می‏شود و مسؤولیت‏ها را به دیگران وا می‏گذارد. 1. المیزان، محمدحسین طباطبائی، ج 3.
2. فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلامعلی حداد عادل.
3. مجموعه مقالات كنفرانس زن، مقاله حجاب و آزادی.
4. روان‏شناسی شخصیت، یوسف كریمی،
5. روان‏شناسی كمال، دوان شولتس، گیتی خوشدل.
6. مكتب‏ها و نظریه‏های روان‏شناسی، سعید شاملو.
7. روان‏شناسی كمال.
8. فلسفه حجاب، علی محمدی.
9. روان‏شناسی حرمت خود، ناتانیل براندل، هاشمی جمال.
freeman sunfran cisco.196 .Esteem - The Antecedents of self .10
11. بررسی حرمت خود در نوجوانان...، سید حسن سلیمی، مجله روان‏شناسی، شماره 2.
12. مسأله حجاب، مرتضی مطهری، صدرا.
13. نظام حقوق زن در اسلام، مرتضی مطهری، صدرا.
14. مسأله حجاب، مرتضی مطهری، صدرا.
15. نظام حقوق زن در اسلام، مرتضی مطهری، صدرا.
16. المیزان، محمدحسین طباطبائی، ج 3.
17. فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلامعلی حداد عادل.
18. مجموعه مقالات كنفرانس زن، مقاله حجاب و آزادی.
حجاب و امنیت اجتماعی
كاركردهای فردی و اجتماعی حجاب
برای حجاب كاركردهایی در دو حوزه فردی و اجتماعی، قابل تصوّر است:
الف. كاركردهای فردی: همچون پاسخگویی به نیاز فطری «خوداستتاری» و تأمین امنیّت در برابر گرما و سرما و...
ب. كاركردهای اجتماعی: هویّت‏بخشی و ایجاد امنیّت اجتماعی از جمله این كاركردهاست؛
زن با عنصر حجاب اسلامی، نه تنها به تهذیب، تزكیه نفس و ملكات نفسانی پرداخته و قرب الهی را فراهم می‏سازد، بلكه باعث گسترش روزافزون امنیّت اجتماعی و ایجاد زمینه‏ای جهت رشد معنوی مردان می‏گردد؛ همچنان كه خداوند سبحان، خطاب به پیامبر اكرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏فرماید: «به مردان مؤمن بگو تا چشمان خود را از نگاه ناروا بپوشانند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، كه این بر پاكیزگی جسم و جان ایشان، بهتر است (1)».
همچنین می‏فرماید: «به زنان و دختران خود و به زنان مؤمن بگو كه خویشتن را با چادرهای خود بپوشانند كه این كار برای آن است كه آنها به عفّت شناخته شوند تا از تعرّض و جسارت، آزار نكشند (در امنیّت كامل باشند) ؛ خداوند در حقّ خلق، آمرزنده و مهربان است(2)».
همان‏گونه كه ذكر گردید، حجاب و پوشش اسلامی برای مردان و زنان، تنها از كاركرد فردی برخوردار نیست و فقط برای سامان‏دهی خلقیّات و ملكات نفسانی آدمیان، مؤثر نمی‏باشد، بلكه از كاركرد اجتماعی نیز برخوردار است؛ غرایز، التهاب‏های جسمی و معاشرت‏های بی‏بند و بار را كنترل نموده، بر تحكیم نظام خانواده می‏افزاید. همچنین از انحلال كانون مستحكم و پایدار زناشویی جلوگیری نموده و امنیّت اجتماعی را فراهم می‏سازد. حال اگر كسانی با نگرش دینی، اسلامی یا با رویكرد جامعه‏شناختی و روان‏شناسی به چنین كاركردها و تأثیرات مطلوب، به ویژه تأمین امنیّت اجتماعی پی ببرند، نه تنها هدفمندانه، زندگی می‏كنند، بلكه برای رفتارها و اندیشه‏هایشان دست به گزینش می‏زنند تا به اهداف متعالی الهی و انسانی دست یازند. از این‏رو به مسأله حجاب نیز به عنوان راهبردی كارساز جهت تأیید و ترویج ارزش‏های اجتماعی، تأمین‏كننده سعادت آدمی و منشأ قرب الهی می‏نگرند.
بنابراین، پوشش اسلامی به منزله یك حفاظ ظاهری و باطنی در برابر افراد نامحرم، قلمداد می‏شود كه مصونیت اخلاقی، خانوادگی و پیوند عمیق میان حجاب ظاهری و بازداری باطنی و از همه مهمّ‏تر امنیّت اجتماعی را فراهم می‏سازد و پیشینه آن به اندازه تاریخ آفرینش انسان است؛ چراكه پوشش و لباس هر بشری، پرچم كشور وجود اوست. پرچمی كه وی بر خانه وجودش نصب كرده است و با آن اعلام می‏دارد كه از كدام فرهنگ تبعیّت می‏كند(3).
در ادامه به بیان هدف و فلسفه این مصداق مهمّ اسلامی و رابطه فراگیر و تنگاتنگ آن با امنیّت اجتماعی از جنبه‏های مختلف می‏پردازیم:
امنیّت اجتماعی، هدف اساسی وجوب حجاب
با توجه به آیات قرآن مجید، به خوبی مشخص و معیّن می‏گردد كه هدف از تشریع وجوب حكم حجاب اسلامی دست‏یابی به تزكیه نفس، طهارت، عفّت و پاكدامنی جهت استحكام و گسترش امنیّت اجتماعی است.
«و اِذا سَأَلْتُموهُنَّ مَتاعا فَسْئلوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُم أطْهَرُ لِقلوبِكُم و قُلُوبِهِنَّ(4)».
چون نگاه نامحرم توسط مردان، باعث تحریك و تهییج جنسی آنان و در نتیجه منجر به فساد و ریشه‏كن نمودن امنیّت اجتماعی می‏شود، خداوند در كنار دستور حجاب و پوشش بدن به بانوان، مردان را نیز امر به حجاب و پوشش چشم داده و نگاه به نامحرم را بر ایشان، حرام كرده است. چنانكه در این‏باره از امام رضا علیه‏السلام نقل شده است: «حرّم النَّظَر الی شُعورِ النّساء المَحْجوبات بالاَزْواج و غَیْرهِنَّ مِنَ النّساء لما فیه مِنْ تَهْییجِ الرّجال و ما یَدْعوا التَّهْییج الی الفَساد و الدُّخول فیما لا یحلّ و لا یجمل(5)؛ نگاه به موهای زنان باحجاب ازدواج‏كرده و بانوان دیگر، از آن جهت حرام شده است كه نگاه، مردان را برمی‏انگیزد و آنان را به فساد فرامی‏خواند در آنچه كه ورود در آن نه حلال است و نه شایسته».
از مجموع گفتار فوق روشن می‏گردد كه هدف از وجوب حجاب اسلامی علاوه بر موارد مذكور، ایجاد صلاح و پیشگیری از فساد، جهت تأمین و گسترش امنیّت اجتماعی است.
امنیّت اجتماعی، فلسفه حقیقی وجوب حجاب
یكی از فلسفه‏های حقیقی وجوب حجاب، حفظ آرامش زن، مصونیّت جامعه از فساد و عمق و معنا بخشیدن به امنیّت اجتماعی با توسعه آن می‏باشد. زیرا نفس آدمی، دریایی موّاج از تمایلات و خواسته‏های اوست كه مهم‏ترین آنها به خوراكی‏ها، امور جنسی و مال و جاه و مقام، مربوط می‏شود و بدون شك بالاترین خواسته‏های مردان، تمایل به جنس زن است. در سخنان عرفا آمده است: «أعْظَمُ الشَّهْوَة، شَهْوَة النّساء(6)؛ بزرگ‏ترین خواسته‏های مرد، رغبت به زنان است».
ارائه زیبایی‏ها و مواضع بدن زن، به شهوت و طمع مردان، دامن می‏زند و آنها را به یك كانون جدّی خطر، مبدّل می‏سازد كه به سلب آرامش زن و امنیّت اجتماعی منتهی می‏گردد. آنچه می‏تواند از این ناامنی پیشگیری كند، پوشش زن از چشمان گرسنه نامحرمان است كه با حجاب كامل اسلامی، عملی خواهد شد.
پوشش دینی، پیام عفت، شخصیّت و خداترسی زن مسلمان است و مردان جامعه نه تنها به چنین بانویی چشم طمع نخواهند داشت كه او را نیرویی بالفعل در هرچه وسعت بخشیدن امنیّت اجتماعی دانسته و نجابتش را می‏ستایند. در این صورت است كه زن نه تنها در سنگر حجاب خود، از تیر نگاه‏های زهرآلود، سخنان آزاردهنده و برخوردهای اراذل جامعه در امان خواهد بود، بلكه امنیّت و آرامش درونی خود و اجتماع خویش را برقرار خواهد كرد.
نكته معنوی و عرفانی قابل ذكر در این باب، پیام الهی آفریدگار هستی، خطاب به زنان است: «ای زن! آگاه باش، دنیا خراب‏آبادی است كه هر نقطه آن به مین‏های شیطان و نگاه‏های آلوده، ناامن گشته است. اما فرشته‏های حجاب در محفل انس و یاد خدا در امنیّتی بی‏نظیر به سر می‏برند كه دیگران از طعم آن بی‏خبرند(7)».
شب تاریك و بیم موج و گردابی چنین حایل كجا دانند حال ما سبكباران ساحل‏ها
پایه‏های تحقق امنیّت اجتماعی در سایه‏های حجاب بانوان
پوششی كه اسلام آن را به عنوان یك حكم شرعی اعلام كرده است، یك عمل ظاهری و گسسته از عوامل و پایه‏ها نیست، بلكه حجاب، خیمه عفاف بانوانی است كه آن را بر پایه‏های خود استوار نموده و باعث ترویج ارزش امنیّت اجتماعی می‏گردند و به تحقق آن در جامعه اسلامی، كمك می‏نمایند.
اكنون شایان ذكر است كه این پایه‏های اساسی بیان گردد:
1. ایمان به خدا و جهان آخرت؛ از مهم‏ترین عواملی كه بانوان توسط آن به آرامش روحی و روانی دست یافته و امنیّت اجتماعی جامعه را فراهم می‏نمایند، این است كه وقتی زن به خدای تعالی و علم و حكمت او ایمان آورد و معتقد گردد احكامی كه برای بشریّت تشریع كرده، بودن نقص و دارای آثار مطلوبی است، از حكم الهی حجاب استقبال نموده، امنیّت اجتماعی جامعه را تضمین می‏كند.
2. تقوا؛ پرهیزكاری بانوان، ضامن تأمین امنیّت اجتماعی است و تا این پایه محكم معنوی در قلب بانوان شكل نگیرد، حجاب را نوعی محدودیّت برای خود قلمداد نموده و امنیّت اجتماعی انسان‏ها را تهدید می‏نماید.
خانمی كه بداند تقوای الهی پادزهر بیماری دل‏هاست كه حجاب‏های تاریك جان را غرق می‏كند و لانه‏های هوس را برمی‏اندازد، آن را به كام جان خود می‏ریزد تا عالم جانش، گلستان گل‏های سلم، طاعت و تسلیم گردد و خیمه حجابش را برمی‏افروزد تا حافظ بوستان ارزش‏های خویشتن و آرامش درونی اجتماع خود شود.
3. آگاهی؛ شناخت سیمای زن، حقیقت حجاب، فلسفه و آثار آن از جمله پایه‏های مستحكم پوشش دینی و تبلور امنیّت اجتماعی است. وقتی خانمی به پاسخ درونی خود كه چرا باید پوشیده باشم نایل شود، پایه‏های حجاب دینی در او شكل گرفته و با آگاهی كامل به امنیّت اجتماعی ارزش می‏بخشد و دوام آن را تضمین خواهد كرد. به طور كلّی، آگاهی زن نسبت به آثار مطلوب حجاب و مهم‏تر از آنها مسأله امنیّت اجتماعی باعث می‏شود كه نه تنها احساس سنگینی از پدیده حجاب ننماید، بلكه از آن به خوبی استقبال نموده، وسوسه‏های شیطانی را هیچ انگاشته و آرامش برونی و درونی اجتماع را وسعت می‏بخشد.
همچنین این پیام اصیل و عرفانی را همیشه آویزه گوش‏های خود می‏گرداند: «خواهرم! سرزمین جانت را با خورشید آگاهی روشن كن تا بر زوایای وجودت بتابد و آن‏چنان كه هستی خود را بشناسی، آنگاه دریابی كه حجاب باله‏های شنا به سوی سرچشمه هستی امنیّت فردی و اجتماعی كامل است و پوشش‏های مهیّج وزنه‏های سنگینی است كه زن را غریق ژرفای مهیب دنیا نموده، امنیّت خود و جامعه خویش را برهم می‏زند »(8)
1. نور، 30.
2. احزاب، 59.
3. فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلامعلی حداد عادل، ص 40.
4. احزاب، 53.
5. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 104، ص 34.
6. محجة البیضاء، ج 5، ص 177.
7. تحلیلی نو و عملی از حجاب در عصر حاضر، محمدرضا اكبری، ص 14 - 16.
8- ر.ک:«مقاله حجاب و امنیّت اجتماعی، مهدی سلطانی رنانی


آلبوم تصاویر حجاب


     تصویر 20



     تصویر 19



     تصویر 18



     تصویر 17



     تصویر 16



     تصویر 15



     تصویر 14



     تصویر 13



     تصویر 12



     تصویر 11



     تصویر 10



     تصویر 9



     تصویر 8



     تصویر 7



     تصویر 6




پایگاه فرهنگی چادری