تبلیغات
.:: پایگاه فرهنگی چادری ::.
موضوعات حجاب

با سلام، در این قسمت می توانید مطالب پایگاه چادری را در موضوعات مدوّن ببینید. لطفا یک موضوع انتخاب کنید:
نویسندگان

پایگاه منتخب

نظرسنجی

پایگاه فرهنگی چادری:






خالی

دریافت کد لوگو

مطالب حجاب


فلسفه حجاب

 فلسفه حجاب : اولا: چون ما درعقاید خویش برای وحی جایگاهی ویژه قائل هستیم آنچه را كه از این طریق به ما برسد با منت می پذیریم ; زیرا می دانیم كه خداوند جز به مصلحت بندگان خویش فرمان نمی راند. ثانیا: بسیاری از حكمت ها و فلسفه های حجاب امروزه روشن شده است :

ارسالی از: علی دهقان دیدگاه


الف ) پوشش , امری غریزی و فطری برای بشر است ; كاوش های باستان شناسی نشان می دهد كه از دیر زمان بشر در حد امكان نسبت به مساله پوشش اهتمام ورزیده است و همه صاحبان ادیان نیز آن را سرلوحه عمل قرار داده اند.
ب ) مستور بودن زیباییها و جذبه های جنسی زن و مرد آنها را از معرض دید و طمع ورزی شهوت پرستان هرزه محافظت می كند و امنیت و بهداشت روانی جسمی آنان را تامین می نماید.
ج ) برهنگی , راهبر به سوی بی بند و باری و لجام گسیختگی جنسی است كه عواقب شوم و زیانباری دارد; از جمله :
1- گسترش فساد و ناهنجاری های اجتماعی ,
2- شیوع بیماری هایی چون سفلیس , سوزاك , ایدز و...,
3- سست شدن پیمان مقدس خانواده , گسترش آمار طلاق و بالا گرفتن عقده های روحی در كودكان ,
4- زیاد شدن فرزندان نامشروع .
اینها و ده ها مشكل اجتماعی دیگر عواقب شومی است كه جهان غرب را سخت برآشفته و ستاره تمدنش را به افول می كشاند تا آن جا كه حتی فریاد متفكرین ماتریالیستی چون راسل را برآورده و جهان را سخت بر آنان تنگ كرده است . ولی مكتب گرانقدر اسلام در پرتو هدایت های نورانی اش همچون حجاب از اساس با این جریان ویرانگر به مبارزه برخاسته و حجاب را دژی استوار برای صیانت فرد وجامعه از آسیب های بی شمار قرار داده است . از همین روست كه استعمارگران برای تخدیر جوانان , در بند كشیدن آنان و گسترش اهداف ظالمانه خویش از بی حجابی و برهنگی به عنوان ابزاری قوی سود می جویند.
برای آگاهی بیشتر در این زمینه ر . ك :
1- فلسفه حجاب , شهید مرتضی مطهری
2- فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی , غلامعلی حداد عادل
3- مجله پرسمان , دی ماه 1380 (مقاله ای درخصوص چرائی پوشش )
4- كتاب های تفسیر قرآن در ذیل آیات 31, 32, 59 و 60 سوره نور و 32 و 33 سوره احزاب
آنچه كه اهداف فوق را تأمین می كند حجاب برتر یعنی چادر است چه این كه چادر حجم بدن و برجستگی های آن را پوشانده، تحریك و انگیزش جنسی را در طرف مقابل ایجاد نمی كند. آرایش گرچه فی نفسه خوب است اما نباید به نحوی باشد كه نامحرم را به سوی او بكشاند. این است كه گفته اند زن باید تمام بدن را از نامحرم بپوشاند و فقط صورت و دست ها تا مچ را در صورتی كه فاقد زینت باشند می تواند نپوشاند.
برای تكمیل بحث ر.ك: مجله پرسمان، پیش شماره پنجم، مقاله چرایی پوشش بانوان، (مقاله ذیل).
1) كاركردهای پوشش لباس چیست؟
2) مفهوم حجاب و رابطه آن با پوشش اسلامی (مقرر برای بانوان) را توضیح دهید.
3) حجاب یا پوشش اسلامی بانوان ریشه ایرانی دارد یا اسلامی؟
4) آیا در قرآن كریم، دستور خاصی درباره پوشش بانوان وجود دارد یا فقط بر اساس یكی دو روایت چنین حكمی به اسلام نسبت داده می‏شود؟
5) به چه دلیل پوشش اسلامی بانوان از احكام ضروری اسلام است؟
6) آیا حجاب به بانوان صدر اسلام اختصاص دارد یا حكمی عام و غیر قابل تغییر است؟ آیا با از میان رفتن مسأله برده‏داری این حكم نیز منتفی است؟
7) آیا برای مردان نیز حكم پوشش وجود دارد؟ در این صورت، آیا پوشش مردان و زنان متفاوت است؟
8) فلسفه پوشش اسلامی، تابو (محرومیت بی منطق) است یا طهارت روح و ایجاد متانت و قار؟
9) به چه دلیل، پوشش اسلامی مو را نیز شامل می‏شود؟
10) آیا اسلام با خود آرایی كه بر اساس تمایل به زیبایی خواهی امری فطری است، مخالفت دارد؟ پس چرا با آشكار كردن زینت‏ها مخالفت كرده است؟
11) فلسفه مخالفت اسلام با آرایش غلیظ و استفاده بانوان از عطرهای تند چیست؟
12) آیا اسلام فُرم خاصی از چادر یا روسری یا مانتو و... را در پوشش بانوان مد نظر قرار داده است؟ مقصود از جلباب چیست؟ فرق روسری و مقنعه با جلباب چیست؟
13) آیا هر كس چادر بپوشد، پوشش اسلامی را رعایت كرده است؟ نحوه صحیح پوشش اسلامی چیست؟
14) پوشش اسلامی بانوان با چشم چرانی مردان چه ارتباطی دارد؟
پوشش بانوان و چرایی آن‏
اشاره:
لباس پوشیدن سابقه‏ای به اندازه حیات انسان دارد و جز پیروان یكی از مكاتب فكری كه بر لزوم برهنه زیستی پای می‏فشارند،(1) همه افراد به نوعی آن را تجربه می‏كنند. این پدیده، به رغم ارتباطش با خصوصیات مختلف فردی و اجتماعی انسان، دست كم به سه نیاز وی پاسخ می‏دهد:
1. حفاظت در سرما و گرما و برف و باران(2)
2. حفظ عفت و شرم(3)
3. آراستگی، زیبایی و وقار(4)
این نوشتار به بررسی معنای حجاب اسلامی و دلیل‏های ضرورت آن می‏پردازد. «حدود پوشش در اسلام» و نیز نوع پوشش‏هایی كه پیشوایان دین سفارش یا نكوهش كرده‏اند، در شماره‏های آینده بررسی خواهد شد.
رابطه حجاب و پوشش اسلامی‏
«حجاب» به معنای پرده، حاجب، پوشیدن و پنهان كردن و منع از وصول است.(5) این واژه تنها به معنای پوشش ظاهری یا پوشاندن زن نیست و در اصل به مفهوم پنهان كردن زن از دید مرد بیگانه است. بدین سبب، هر پوششی حجاب نیست. حجاب پوششی است كه از طریق پشت پرده واقع شدن تحقق یابد؛ ولی بر خلاف تصور عموم و نیز آنچه مشهور است، آیه حجاب(6) در قرآن «وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ...؛(7) چون از زنان پیغمبر(ص) متاعی خواستید، از پس پرده بخواهید». درباره زنان آن حضرت و بیش‏تر به منظور مسائل سیاسی و اجتماعی فرود آمده است(8) نه پوشش زن در مقابل نامحرم. به كارگیری كلمه «حجاب»(9) در خصوص پوشش زن اصطلاحی نسبتاً جدید است و همین سبب گردیده بسیاری گمان كنند اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود؛(10) یا مثل «ویل دورانت» بگویند: «این امر خود مبنای پرده پوشی در میان مسلمانان به شمار می‏رود»؛(11) و یا مدّعی شوند حجاب به وسیله ایرانیان به مسلمانان و اعراب سرایت كرده است؛ در حالی كه آیات مربوط به حجاب (پوشش اسلامی زنان در مقابل نامحرمان) قبل از مسلمان شدن ایرانیان نازل شده است. در عهد جاهلیت نیز - همان طور كه ویل دورانت می‏گوید(12) و كتب تفسیر شیعه و سنی(13) تأیید می‏كند - اعراب چنین پوششی نداشتند و عادتشان تبرّج و خودنمایی بود كه اسلام آن را ممنوع ساخت: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی‏.»(14)
آنچه از قدیم به ویژه نزد فقها در بحث نماز (كتاب الصلوة) و ازدواج (كتاب النكاح) رواج داشته، واژه «ستر» و «ساتر» به معنای پوشش و وسیله پوشش زن در مقابل نامحرمان بوده است. بنابراین، وظیفه پوشش اسلامی بانوان به معنای حبس و زندانی كردن و قرار دادن آنان پشت پرده و در نتیجه عدم مشاركت این گروه عظیم در فعالیت‏های اجتماعی نیست. این وظیفه بدان معنا است كه زن در معاشرت با مردان بدنش را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد و مشاركتش در فعالیت‏ها بر اصول انسانی و اسلامی استوار باشد.(15)
ضرورت پوشش اسلامی در قرآن‏
پوشش اسلامی از احكام ضروری اسلام(16) است و هیچ مسلمانی نمی‏تواند در آن تردید كند؛ زیرا هم قرآن مجید به آن تصریح كرده است و هم روایات بسیار بر وجوب آن گواهی می‏دهند. به همین جهت، فقیهان شیعه و سنی به اتّفاق به آن فتوا داده‏اند. همان طور كه نماز و روزه به دورانی خاص اختصاص ندارد، دستور پوشش نیز چنین است و ادعای عصری بودن آن بی‏دلیل و غیر كارشناسانه می‏نماید.
خداوند متعال در آیه 30 سوره نور نخست به مردان مسلمان و سپس در آیه بعد به زنان مسلمان فرمان می‏دهد از چشم چرانی اجتناب كنند و در رعایت پوشش بدن از نامحرمان كوشا باشند: قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكی‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ.
[ای پیامبر] به مردان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند. این كار برای پاكی و پاكیزگی‏شان بهتر است و خداوند بدانچه می‏كنند، آگاه است».
«غضّ» در لغت عرب - چنان كه مرحوم طبرسی در مجمع البیان(17) و راغب اصفهانی در مفردات(18) گفته‏اند - به معنای «كاستن» است و «غضّ بصر» یعنی كاهش دادن نگاه نه بستن چشم. البتّه متعلق این فعل و این‏كه از چه چیز چشمان خود را فرو بندند، ذكر نشده است؛ امّا با توجّه به سیاق آیات، به ویژه آیه بعد، روشن می‏گردد مقصود آن است كه خیره خیره زنان نامحرم را تماشا نكنند و از چشم چرانی(19) بپرهیزند. از سوی دیگر، ممكن است مقصود از «حفظ فرج» در این آیه پاكدامنی و حفظ آن از آلودگی به زنا و فحشا باشد؛ ولی عقیده مفسران اولیه اسلام و نیز مفاد روایات از جمله سخن امام صادق(ع)(20) این است كه مراد از «حفظ فرج» در همه آیات قرآن كریم پاكدامنی و حفظ آن از آلودگی به فحشا است؛ جز در این دو آیه كه به معنای حفظ از نظر و وجوب پوشش در مقابل نامحرم است. آنگاه خداوند متعال فلسفه این آموزه را نظافت و پاكی روح می‏داند و بر خلاف اهل جاهلیت قدیم و جدید - مانند «برتراند راسل» كه این ممنوعیت را یك نوع محرومیت و اخلاق بی‏منطق و به اصطلاح «تابو» (تحریم‏های ترس آور رایج در میان ملل وحشی) می‏داند - می‏گوید: این پوشش به منظور طهارت روح بشر از این‏كه پیوسته درباره مسائل مربوط به اسافل اعضا بیندیشد،(21) واجب شده است. سپس در آیه بعد می‏فرماید:
«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلی‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛
[ای پیامبر] به زنان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از نگاه بیگانگان بپوشانند و زیور خویش را جز برای شوهران و سایر محارم آشكار نكنند، مگر آنچه پیدا است؛ و روسری‏های خویش را به گریبان‏ها اندازند تا سر و گردن و سینه و گوش‏ها پوشیده باشد و پاهاشان را به زمین نكوبند تا آنچه از زینت پنهان می‏كنند، معلوم شود. ای بندگان مؤمن، همه به سوی خدا توبه كنید تا رستگار شوید».
در این آیه خداوند تعالی، در خصوص پوشش بانوان، آنچه را بر مردان مؤمن لازم است، به دو شكل گسترش می‏دهد:
1. پوشیدگی سر و گردن؛ 2. پوشاندن زینت‏ها.
«خُمُر» جمع «خِمار» و به معنای روسری و سرپوش(22) است. «جیوب» از واژه «جیب» به معنای قلب و سینه و گریبان است.(23) در تفسیر مجمع البیان چنین می‏خوانیم: زنان مدینه اطراف روسری‏های خود را به پشت سر می‏انداختند و سینه و گردن و گوش‏های آنان آشكار می‏شد. بر اساس این آیه، موظف شدند اطراف روسری خود را به گریبان‏ها بیندازند تا این مواضع نیز مستور باشد.(24) فخر رازی یاد آور می‏شود: خداوند متعال با به كارگرفتن واژه‏های «ضَرب» و «عَلی‏» كه مبالغه در القا را می‏رساند، در پی بیان لزوم پوشش كامل این نواحی است.(25) ابن عبّاس در تفسیر این جمله می‏گوید: «یعنی زن مو و سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشاند».(26)
برخی ادّعا می‏كنند، حجاب به معنای مقابله با برهنگی را قبول داریم؛ ولی در هیج جای قرآن از پوشش مو سخن به میان نیامده است؛ نا درستی این سخن آشكار می‏نماید؛ زیرا، با چشم پوشی از گفتار ابن عبّاس و نیز شأن نزول آیه، این واقعیت كه زنان مسلمان حتّی قبل از نزول این آیه موهای خود را می‏پوشاندند و آشكار بودن گردن و گوش و زیر گلو و گردنشان تنها مشكل به شمار می‏آمد، تردیدناپذیر است. در آیه از رو سری سخن به میان آمده است، باید پرسید: آیا روسری جز آنچه بر سر می‏افكنند و موها را می‏پوشانند، معنایی دارد. افزون بر این، حكم میزان پوشش در روایات متعدد وارد شده است.(27) اگر قرار باشد مانند برخی از صحابه یا گروهی روشنفكر مآبان جدید فقط به قرآن اكتفا كنیم، در كشف جزئیات ضروری‏ترین احكام مانند ركعات نماز نیز ناكام می‏مانیم.
در خصوص «زینت» پرسشی مهم مطرح است. آیا مفهوم آن واژه «زیور» فارسی (زینت‏های جدا از بدن مانند جواهرات) را نیز در بر می‏گیرد یا تنها آرایش‏های متصل به بدن، مانند سرمه و خضاب، را شامل می‏شود.؟(28) در پاسخ باید گفت: حكم كلی آن است كه خودآرایی جایز و خودنمایی در مقابل نامحرم ممنوع است.
آرایش امری فطری و طبیعی است(29) و حسّ زیبایی دوستی سرچشمه پیدایش انواع هنرها در زندگی بشر شمرده می‏شود. این گرایش طبیعی، افزون بر آن كه آثار مثبت روانی در دیگران پدید می‏آورد، به تحقق آثار گرانبهای روانی در شخص آراسته نیز می‏انجامد. آراستن خود و پرهیز از آشفتگی و پریشانی در نظام فكری و ذوق سلیم انسان ریشه دارد. پرهیز از خودآرایی نه دلیل وارستگی از قید نفس است و نه علامت بی‏اعتنایی به دنیا. وضع ژولیده و آشفته و عدم مراعات تمیزی و نظافت ظاهری، خود به خود شخصت افراد را در نگاه دیگران خوار می‏سازد و زبان طعن و توهین دشمن را می‏گشاید.(30) بر این اساس، پوشیدن جامه زیبا، بهره‏گیری از مسواك و شانه، روغن زدن به مو و گیسوان، معطر بودن، انگشتر فاخر به دست كردن و سرانجام آراستن خویش هنگام عبادت و معاشرت با مردم از مستحبات مؤكد و برنامه‏های روزانه مسلمانان است.(31) حضرت امام حسن مجتبی(ع) بهترین جامه‏های خود را در نماز می‏پوشید و در پاسخ كسانی كه سبب این كار را می‏پرسیدند، می‏فرمود: «اِنَّ اللَّهَ جَمیلٌ وَ یُحِبُّ الْجَمالَ فَاَتَجمَّلُ لِرَبّی‏؛ خداوند زیبا است و زیبایی را دوست دارد. پس خود را برای پروردگارم زیبا می‏سازم».(32)
بنابراین، خداوند زینت و خودآرایی را نهی نمی‏كند؛ آنچه در شرع مقدس ممنوع شده است، تبرّج و خودنمایی و تحریك و تهییج به وسیله آشكار ساختن زینت در محافل اجتماعی است؛ چنان كه می‏فرماید: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی‏.»(33)
و نیز می‏فرماید: «وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ.»(34)
این آیه زنان عرب را كه معمولاً خلخال به پا می‏كردند و برای این‏كه بفهمانند خلخال گرانبها دارند، پای خود را محكم به زمین می‏كوفتند، از این كار نهی می‏كند. فقیه بزرگوار علامه مطهری می‏گوید: «از این دستور می‏توان فهمید هر چیزی كه موجب جلب توجّه مردان می‏گردد، مانند استعمال عطرهای تند و همچنین آرایش‏های جالب نظر در چهره، ممنوع است. به طور كلی زن در معاشرت، نباید كاری بكند كه موجب تحریك و تهیج و جلب توجّه مردان نامحرم گردد.»(35)
در آیه 31 سوره نور می‏فرماید: «وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها». زینت‏های زن دو گونه است: یك نوع زینتی كه مانند لباس و سرمه و انگشتر و دست بند آشكار است و پوشانیدن آن واجب نیست؛ و نوع دیگر زینتی كه پنهان است مگر آن كه عمداً بخواهد آن را آشكار سازد؛ مانند گوشوار و گردن بند. پوشانیدن این نوع زینت واجب است. البتّه استثناهایی دارد كه بعداً بیان خواهد شد.(36) قرآن كریم، با همین معیار، در خصوص پوشش بانوان سالمند و از كار افتاده كه امید زناشویی ندارند، سهل‏گیری كرده، به آن‏ها اجازه داده است روی سرها را برگیرند؛(37) ولی در عین حال آن‏ها نیز اجازه خودنمایی و تهییج ندارند: «وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِكاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ».(38)
آیات دیگری كه با صراحت كامل دستور پوشش اسلامی و فلسفه آن را بیان می‏كنند، چنین است:
«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنی‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً.
ای پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: پوشش‏های (روسری و چادر) خود را برخود فروتر گیرند. این برای آن كه شناخته گردند و اذیت نشوند، [به احتیاط] نزدیك‏تر است؛ و خدا آمرزنده و مهربان است.(39)
با این حال، ممكن است گروهی از ارازل و اوباش به هتك حیثیت زنان مؤمن ادامه دهند. در این صورت، حاكم اسلامی وظیفه دارد با شدت تمام با این افراد بیمار دل برخورد كند. بنابراین، مسأله حفظ پوشش و عدم مزاحمت برای بانوان تنها یك توصیه اخلاقی نیست و حكمی اسلامی و حكومتی به شمار می‏آید: «لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا یُجاوِرُونَكَ فِیها إِلاَّ قَلِیلاً * مَلْعُونِینَ أَیْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِیلاً؛ اگر منافقان و بیماردلان و كسانی كه در شهر نگرانی به وجود می‏آورند، از كارهای خود دست برندارند، ما تو را علیه آن‏ها بر خواهیم انگیخت و تو را سخت بر آنان مسلط می‏كنیم تا جز مدتی اندك در همسایگی تو زندگی نكنند؛ از رحمت خدا دور گردیدند و هر كجا یافت شوند دستگیر و به سختی گشته خواهند شد».(40)
در این آیات، سه مطلب مهم قابل توجّه می‏نماید:
1 - «جلباب» چیست و نزدیك كردن آن یعنی چه؟
2 - فلسفه پوشش اسلامی‏
3 - مجازات افراد مزاحم(41)
چه نوع پوششی توصیه شده است؟
در مفهوم جلباب اختلاف نظر وجود دارد. آنچه، با توجّه به كتب لغت(42) و گفتار مفسران شیعه مانند علامه طباطبایی(43) و فیض كاشانی(44) و اهل سنّت مانند قرطبی(45) صحیح‏تر به نظر می‏رسد، آن است كه «جلباب» ملحفه و پوششی چادر مانند است نه روسری و خمار. از ابن عبّاس و ابن مسعود روایت شده كه منظور عبا است. پس جلباب لباس گشاد و پارچه‏ای است كه همه بدن را می‏پوشاند. ضمناً همان طور كه مفسران بزرگ مانند شیخ طوسی و طبرسی فرموده‏اند، در گذشته دو نوع روسری برای زنان معمول بود: روسری‏های كوچك كه آن‏ها را «خِمار» یا «مقنعه» می‏نامیدند و معمولاً در خانه از آن استفاده می‏كردند؛ و روسری‏های بزرگ كه مخصوص بیرون خانه به شمار می‏آمد. زنان با این روسری بزرگ كه جلباب خوانده می‏شد و از «مقنعه» بزرگ‏تر و از «رداء» كوچك‏تر است و به چادر امروزین شباهت دارد، مو و تمام بدن خود را می‏پوشاندند.(46)
نزدیك ساختن جلباب - «یدنین علیهنّ من جلابیبهنّ» - كنایه از پوشیدن چهره و سر و گردن با آن است.(47) یعنی چنان نباشد كه چادر یا رو پوش‏های بزرگ (مانتو) تنها جنبه تشریفاتی و رسمی داشته باشدو همه پیكرشان را نپوشاند. زنان حق ندارند چنان چادر بپوشند كه نشان دهد اهل پرهیز از معاشرت با مردان بیگانه نیستند؛ از نگاه چشم‏های نامحرم نمی‏پرهیزند و از مصادیق «كاسیات عاریات»(48) شمرده می‏شوند. قرآن فرمان می‏دهد: بانوان با مراقبت جامه‏شان را بر خود گیرند و آن را رها نكنند تا نشان دهد اهل عفاف و حفظ به شمار می‏آیند. تعلیل پایانی آیه نیز بیانگر همین امر است؛ یعنی آن پوششی مطلوب است كه خود به خود دورباش ایجاد می‏كند و ناپاكدلان را نومید می‏سازد.(49)
2. چرا پوشش ضرورت دارد؟
خداوند متعال درباره علت ضرورت پوشش اسلامی می‏فرماید: «ذلِكَ أَدْنی‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ.» برخی این آیه را چنین معنا كرده‏اند: «بدین وسیله شناخته می‏شوند آزادند نه كنیز؛ پس با آزار و تعقیب جوانان رو به رو نمی‏شوند. بنابراین، در عصر حاضر كه مسأله بردگی از میان گرفته، این حكم نیز منتفی می‏شود؛ ولی باید گفت:(50) ایجاد مزاحمت و آزار كنیزان نیز روا نیست. حقیقت آن است كه وقتی زن پوشیده و با وقار از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاك دامنی را رعایت كند، فاسدان و مزاحمان جرأت هتك حیثیت او را در خود نمی‏یابند. بیمار دلانی كه در پی شكار می‏گردند، فرد دارای حریم را شكاری مناسب نمی‏بینند. در روایات آمده است: «المرأة ریحانه؛(51) زن همچون ریحانه یا شاخه گلی ظریف است.» بی‏تردید اگر باغبان او را پاس ندارد، از دید و دست گلچین مصون نمی‏ماند. قرآن كریم، زنان ایده آل را كه در بهشت جای دارند، به مروارید محجوب و پوشیده در صدف تشبیه می‏كند: «كَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ.»(52) افزون بر این، گاه آن‏ها را به جواهرات اصیلی چون یاقوت و مرجان كه جواهر فروشان در پوششی ویژه قرار می‏دهند تا همچون جواهرات بَدَلی به آسانی در دسترس این و آن قرار نگیرند و ارزش و قدرشان كاستی نپذیرد، تشبیه می‏كند.(53) بر این اساس، مرحوم علامه طباطبایی(54) همین تفسیر را بر می‏گزیند. استاد شهید مطهری در این باره می‏فرماید: «حركات و سكنات انسان گاهی زبان‏دار است. گاهی وضع لباس، راه رفتن، سخن گفتن زن معنا دار است و به زبانِ بی‏زبانی می‏گوید: دلت را به من بده، در آرزوی من باش، مرا تعقیب كن؛ گاهی بر عكس، با زبان بی‏زبانی می‏گوید: دست تعرّض از این حریم كوتاه است.»(55)
البته باید اعتراف كرد تاكنون بیشتر نوشته‏های مربوط به پوشش، نقطه نظر را بر حجاب زن معطوف كرده و كمتر به پوشش مرد توجه نموده‏اند كه البته این یك امر عادی و طبیعی است چرا كه زن مظهر جمال و زیبایی و مرد مظهر شیفتگی است. ولی پوشش مردان نیز در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی حائز اهمیت است. ازاین‏رو اسلام برای ثبات و پایداری جامعه درباره پوشش زن و مرد توجه بسیار نموده خداوند متعال می‏فرماید: «یا بنی آدم قد انزلنا علیكم لباسا یواری سوءاتكم و ریشا؛ ای فرزندان آدم! لباسی برای شما فرستادیم كه اندام (عورت) شما را می‏پوشاند و مایه‏ی زینت شماست، (اعراف / 26).
خداوند متعال در حق مردان می‏فرماید: (قل للمؤمنین یغضّوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم) «به مؤمنان بگو چشم‏های خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و عفاف (عورت) خود را حفظ كنند»{M ، (نور / 30) . و در حق زنان نیز می‏فرماید: (و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهنّ و یحفظن فروجهنّ) «و به زنان با ایمان بگو چشم‏های خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان (عورت) خویش را حفظ كنند»{M، (نور / 31).
در این راستا ذكر چند نكته ضروری می‏نماید:
1. فقها فرموده‏اند زن نباید به بدن مرد نامحرم (به جز سر و صورت و گردن) نگاه كند و این حكم دلیل قطعی دارد كه در جای خود بیان شده است.
2. ممكن است نگاه زن به بدن مرد نامحرم حرام باشد ولی پوشش آن از سوی مرد واجب نباشد همان گونه كه نگاه مرد به صورت و دست‏های زن از روی شهوت حرام است ولی پوشش آن از سوی زن واجب نیست.
3. مردان می‏توانند با لباس آستین كوتاه در مجامع عمومی نمایان گردند.
اكنون این پرسش پیش می‏آید كه اگر مردی با این وضعیت بیرون آید و بداند زنان از روی تعمّد و لذت به بدنش نگاه می‏كنند، آیا از نظر شرعی مرتكب گناه شده؟
دو نظر در اینجا مطرح است. برخی فتوا به حرمت داده و عده‏ای از جواز سخن گفته‏اند. اصلی‏ترین مستند و مبنای این حكم قاعده فقهی «اعانه بر اثم» است كه در فقه كاربرد فراوانی دارد. معنای قاعده این است كه هر كس زمینه تحقق و پیاده شدن گناه را برای دیگری فراهم سازد. خود نیز مانند انجام دهنده‏ی آن گناهكار است.
در مقابل برخی مراجع اظهار می‏دارند كه آنچه حرام است «تعاون بر اثم» بوده نه «اعانه بر اثم» این دو با یكدیگر متفاوت است.
«تعاون بر اثم» یعنی همكاری و شركت چند نفر در انجام گناه به گونه‏ای كه همگی به طور مستقیم آن را انجام دهند.
به همین جهت برخی مراجع گفته‏اند اگر مردان با لباس آستین كوتاه بیرون آیند به قصد این كه زنان به او نگاه كنند، شریك گناه گردیده و قاعده فقهی در حقش پیاده می‏شود. اما اگر به این انگیزه نباشد، اشكالی ندارد. و از آنجا كه تشخیص انگیزه افراد مشكل است به جوانانی كه در خیابان و پارك‏ها به بازی فوتبال مشغول بوده و یا در جاده‏ها به دوچرخه سواری مشغول هستند. وجوب امر به معروف محرز نمی‏شود.
بر اساس آن چه گفته شد فتوای مراجع درباره پوشش لباس آستین كوتاه مردان متفاوت است و هر كس باید به نظر مرجع تقلید خود عمل كند. ولی مسئولان دانشگاه‏ها و مدیران مدارس و... حق دارند مقرراتی را طبق مصالحی كه در نظر دارند برای محدوده‏ی خود وضع نمایند. و شرایطی برای نوع لباس دانشجویان مقرر نمایند. و این كار به آن معنی نیست كه حلالی را حرام كرده و بر خلاف نظر شرع عمل نموده‏اند بلكه این حق برای مدیریت هر مجموعه محفوظ است. البته باید از افراط و تفریط و اعمال سلیقه‏های شخصی اجتناب شود. و مصالح كل مجموعه در نظر گرفته شود، و تنها به منظور ایجاد فضای سالم و آرامش روانی مجموعه حدود و مقررات تعیین گردد.
در پایان توجه شما را به استفتائات برخی مراجع جلب می‏كنیم:
امام خمینی ـ آیت‏الله فاضل ـ آیت‏الله نوری همدانی:
پوشش بدن بر مرد واجب نیست هر چند بداند زنان از روی تعمّد و لذت به او نگاه می‏كنند، (العروة الوثقی، حاشیه، احكام النكاح، مسئله 51).
آیت‏الله خویی، آیت‏الله گلپایگانی، آیت‏الله اراكی و آیت‏الله وحید خراسانی:
پوشش بدن بر مرد واجب نیست ولی اگر بداند زنان از روی تعمّد و لذت به او نگاه می‏كنند پوشش آن به جز صورت، دستها، گردن و پا واجب است، (العروة الوثقی، حاشیه، احكام النكاح، مسئله 51 و هدایة العباد، ج 2، مسأله 1068 و استفتاء از محضر آیت‏الله وحید خراسانی).
آیت‏الله بهجت: احتیاط واجب است كه مرد بدن خود را (به جز مواردی كه به طور غالب باز است مانند سر و صورت) در برابر نامحرم بپوشاند هر چند كمك بر حرام نباشد (یعنی هر چند نداند به او نگاه می‏كنند)، (توضیح المسائل، مسأله 1933 و 1937).
مقام معظم رهبری، آیت‏الله مكارم: استفاده از لباس آستین كوتاه برای مردان اشكالی ندارد مگر در مواردی كه بدانیم مفاسد خاصی بر ان مترتب می‏شود، (استفتاءات، ج 1، س 834، آیت‏الله مكارم و دفتر استفتاءات مقام معظم رهبری).
آیت‏الله تبریزی: سزاوار نیست برای مؤمن كه با لباس آستین كوتاه در مجامع عمومی ظاهر شود، (دفتر استفتاءات آیت‏الله تبریزی).
آیت‏الله صافی: احتیاط واجب است كه مرد لباس آستین دار بر تن كند در جایی كه معرض نگاه زنان نامحرم است، (جامع‏الاحكام، ج 2، ص 1722).
البته باید دانست اختلاف نظر مراجع پیرامون پوشش مرد در جای است كه هیچ‏گونه مفسده‏ای به همراه نداشته باشد و گرنه همه اتفاق دارند چنانچه جوانان با لباس آستین كوتاه در مجامع عمومی ظاهر شوند و مفسده‏ای در فضای جامعه ایجاد نمایند، پوشیدن این نوع لباس‏ها حرام می‏باشد.

--------------------------
پی نوشت‏ها:
1. انسانیت از دیدگاه اسلامی، مصطفوی، ص 129.
2. نحل (16): 80.
3. سوره نور (24): 31 و 30 و 59؛ احزاب (33): 59 و 60.
4. سوره اعراف (7): 26.
5. ر. ك: المفردات فی غرائب القرآن، راغب اصفهانی و قاموس قرآن، سید علی اكبر قرشی.
6. در اصطلاح تاریخ و حدیث اسلامی، هر جا نام «آیه حجاب آمده است مقصود این است نه آیات سوره نور كه در خصوص پوشش اسلامی است.
7. احزاب (33): 53.
8. مسأله حجاب، مرتضی مطهری، ص 74.
9. واژه حجاب هفت بار در قرآن كریم به كار رفته است؛ ولی هرگز به معنای حجابِ اسلامی مصطلح نیست.
10. مسأله حجاب، ص 73.
11. تاریخ تمدن؛ ویل دورانت، مترجمان احمد آرام (و دیگران)، ج 1، ص 433 و 434.
12. مسأله حجاب، ص 22.
13. ر. ك: تفاسیر مجمع البیان (طبرسی) و كشّاف (ز مخشری) ذیل آیات 33 احزاب و 60 نور.
14. سوره احزاب (33): 33.
15. مسأله حجاب، ص 73. نیز ر. ك: تفسیر نمونه، ج 17، ص 401 - 403.
16. اصل قانون حجاب اسلامی، صرفاً از ضروریات فقه نیست؛ بلكه از ضروریات دین مبین است؛ چه این‏كه نصّ صریح قرآن بر آن گواهی می‏دهد و تنها ظهور آیات قرآن دلیل بر آن نیست تا جای اختلاف برداشت و محل تردید باشد.
17. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، ج 7 - 8، ص 216.
18. المفردات فی غریب القرآن؛ راغب اصفهانی، ص 361.
19. مسأله حجاب، ص 125 - 128.
20. تفسیر مجمع البیان، ص 216 و 217.
21. مسأله حجاب، ص 129.
22. المفردات فی غرائب القرآن، ص 159؛ مجمع البیان، ص 217.
23. مجمع البیان، ص 217.
24. همان.
25. التفسیر الكبیر، ج 23، ص 179.
26. مجمع البیان، ص 217. (قال ابن عبّاس: تفطّی شعرها و صدرها و ترائبها و سوالفها).
27. ر. ك: تفسیر الصافی، فیض كاشانی، ج 3، ص 430 و 431.
28. مسأله حجاب، ص 131.
29. علامه طباطبائی(ره) در تفسیر آیه 32 سوره اعراف می‏فرماید: خدای متعال در این آیه زینت‏هایی را معرفی می‏كند كه برای بندگان ایجاد و آنان را فطرتاً به وجود آن زینت‏ها و استعمال و استفاده از آن‏ها ملهم كرده است؛ و روشن است كه فطرت جز به چیزهایی كه وجود و بقای انسان نیازمند آن است، الهام نمی‏كند. (ر. ك: المیزان، ج 8، ص 79)
30. آیین بهزیستی در اسلام، احمد صبور اردوبادی، ج 1 (جنس پوشاك)، ص 57.
31. حلیة المتقین، محمدباقر مجلسی، ص 3 - 5 و 10 - 12 و 91 - 107.
32. مجمع البیان، ج 4 - 3، ص 673.
33. سوره احزاب(33): 33.
34. سوره نور(24): 31.
35. مسأله حجاب، ص 146 - 147.
36. ر. ك: تفسیر الصافی، ج 3، ص 430 و 431.
37. وسایل الشیعه، حر عاملی، ج 14، ص 140.
38. سوره نور (24): 60.
39. سوره احزاب(33): 59.
40. سوره احزاب (33): 60 و 61.
41. مجازات این گونه افراد از نظر اسلام بسیار شدید است و بعد از ارشاد و امر به معروف و نهی از منكر، چنانچه این بیماردلان از عمل زشت خویش دست برندارند، باید از جامعه اسلامی تبعید شوند؛(مسأله حجاب، ص 164) و در صورت استمرار، در ردیف محاربان با حكومت اسلامی جای می‏گیرند و به حكم قرآن اعدام می‏گردند. (المیزان فی تفسیر القرآن، ج 8، ص 361 و 362)
42. ر. ك: مسأله حجاب، ص 158 و 159؛ قاموس قرآن، قرشی، ج 2، ص 41 و 42. (این كتاب‏ها كلمات اهل لغت را ذكر كرده‏اند؛ مانند تعبیر به «الجلباب: القمیص أوالثواب الواسع» یا «الجلباب ثوب اوسع من الخمار دون الردّاء تُغطّی به المرأة رأسها و صدرها)
43. المیزان فی تفسیر القرآن، ج 16، ص 361. (هو ثوب تشتمل به المرأة فیغطّی جمیع بدنها)
44. تفسیر الصافی، فیض كاشانی، ج 4، ص 203.
45. الجامع لأحكام القرآن، قرطبی، ج 14؛ ص 156.
46. درباره جلباب گفته‏اند: آن روسری خاصی كه بانوان هنگامی كه برای كاری به خارج از منزل می‏روند، سر و روی خود را با آن می‏پوشند؛ «الجلباب خمارالمرأة الذی یفطّی رأسها و وجهها اذا خرجت لحاجة» (التبیان فی تفسیر القرآن، طوسی ج 8، ص 361؛ مجمع البیان، ج 8 - 7، ص 578)
47. مجمع البیان، ص 580؛ المیزان، ج 16، ص 361.
48. زنانی كه ظاهراً پوشیده هستند ولی در واقع برهنه‏اند، روی عن رسول اللّه(ص): صنفان من اهل النار لم أرهما قوم معهم سیاط كأذناب البقر یضربون بها الناس و نساء كاسیات عاریات، ممیلات مائلات، رؤسهنّ كأسنمة البُخت المائلة....» (میزان الحكمة، ری شهری، ج 2، ص 259)
49. مسأله حجاب، ص 160 و 161.
50. آسیب‏شناسی حجاب، ص 19
51. وسائل الشیعة، ج 14، ص 120.
52. سوره واقعه(56): 23.
53. گستره عفاف به گستردگی زندگی، حمیده عامری، كتاب زنان، شورای فرهنگی اجتماعی زنان، ش 12، ص 117.
54. المیزان، ج 8، ص 361.
55. مسأله حجاب، ص 163.


آلبوم تصاویر حجاب


     تصویر 20



     تصویر 19



     تصویر 18



     تصویر 17



     تصویر 16



     تصویر 15



     تصویر 14



     تصویر 13



     تصویر 12



     تصویر 11



     تصویر 10



     تصویر 9



     تصویر 8



     تصویر 7



     تصویر 6




پایگاه فرهنگی چادری