تبلیغات
.:: پایگاه فرهنگی چادری ::.
موضوعات حجاب

با سلام، در این قسمت می توانید مطالب پایگاه چادری را در موضوعات مدوّن ببینید. لطفا یک موضوع انتخاب کنید:
نویسندگان

پایگاه منتخب

نظرسنجی

پایگاه فرهنگی چادری:






خالی

دریافت کد لوگو

مطالب حجاب


حجاب و دینداری

 همفر، جاسوس انگلیس، در خاطراتش می‏نویسد:«باید زنان مسلمان را فریب...
ارسالی از: محمد رضا الادری دیدگاه



«چادر» در فرهنگ اسلامی و ایرانی جایگاه ویژه‌ای دارد و امری نیست كه فقط محصول سلیقه باشد. از همین رو، «مستر همفر» جاسوس انگلیسی در خاطرات خود می‏نویسد: «باید زنان مسلمان را فریب داد و از زیر چادر و عبا بیرون كشید»
.
به گزارش مشرق به نقل از فارس، یكی از مشكلات دین‌پژوهی كشور این است كه متأسفانه افراد غیر مختصص كه به روش‌شناسی استباط احكام دینی مسلط نبوده، در جایگاه الهی‌دانان و متخصصان می‌نشینند!

نمونه این اظهار نظرها، روز گذشته درباره چادر و رنگ آن در ویژه‌نامه بحث برانگیز یكی از روزنامه‌‌های صبح كشور انجام شد، و شخص مصاحبه شونده خود را در جایگاه فقیه و جامعه‌شناس دینی نشانده و چادر با رنگ سیاه را واردات از غرب و نشان از غرور و تكبر معرفی كرد. همچنین در سرمقاله و برخی دیگر از سایر مقالات این ویژه‌نامه تلاش شده است حجاب را از دایره امر به معروف و نهی از منكر خارج كند. این كه رویه خلاف سیره فقها و اندیشمندان (حداقل) معاصر است؛ به همین مناسبت به بررسی تاریخی تأثیرات اجتماعی و سیاسی چادر و موضع گیری علما در مورد این امر می‌پردازیم؛

* چادر در اقوام و ادیان دیگر هم اصالت داشته است

چادَر كه امروزه چادُر تلفظ می‏شود، پارچه‏ای است كه زنان برای پوشاندن چهره و دست‏ها و سایر اعضا و لباس‏های خود می‏پوشند، پوشش مزبور ممكن است طرح و شكل متنوعی داشته باشد، اما حدود آن تقریبا نزدیك به هم بوده و در واقع، بزرگ‏ترین پوشش و نمایان‏ترین آنهاست.
حدود پوشش در ادیان و اقوام مختلف (با همان وجه مشترك كه بزرگ‏ترین پوشش روی البسه دیگر است) كمی متفاوت است. ما در اینجا به بررسی حد اسلامی آن می‏پردازیم؛ چرا كه اغلب ایرانیان در عصر كشف حجاب و پس از آن مسلمان بودند؛ البته با اندكی اختلاف در این حدود، چادر در اقوام و ادیان دیگر هم اصالت داشته است.
در تفسیر آیه ۵۹ سوره احزاب كه ترجمه آن این است: «ای پیامبر به زنان و دختران خود و زنان مؤمن بگو كه خویشتن را به جلباب فروپوشند، این كار برای آنكه آنها [به عفت و حیا] شناخته شوند تا از تعرض آزار نكشند، بهتر است...»، برخی جلباب را به چادر معنا كرده‏اند و برخی هم كه دیدگاه متفاوتی داشتند آن را نوعی روسری بزرگ دانسته‏اند، حتی برخی در توضیح نفی چادر، جلباب را فقط به زنان پیامبر نسبت داده‏اند.
فقهای اهل اجتهاد پوشاندن تمام‏بدن، غیر وجه و كفّین را بر زن واجب و آن را از ضروریات و مسلّمات می‏دانند، هرچند در مورد وجه و كفّین نیز اختلاف نظر وجود دارد. چادر یكی از مشهورترین پوشش‏ها برای رعایت این حد در اسلام است، اگرچه سابقه آن به پیش از اسلام هم برمی‏گردد؛ همچنین به دلیل اینكه چادر برجستگی‏های بدن زن را نمایان نمی‏سازد، فقها استفاده از آن را برای زنان یا ضروری و یا مناسب دیده‏اند.
امام خمینی رحمه‏الله می‏فرماید: «واجب است پوشاندن تمام بدن زن، بجز قرص صورت و دست‏ها تا مچ، از نامحرم؛ و لباس مذكور اگر مقدار واجب را بپوشاند مانعی ندارد، ولی چادر بهتر است و از لباس‏هایی كه توجه نامحرم را جلب كند باید پرهیز شود» (رساله امام خمینی).
شهید مطهّری در توصیف جلباب می‏گوید: «جامه گشادی است كه از روسری بزرگ‏تر و از عبا كوچك‏تر است و یا پیراهن و جامه گشاد و بزرگی است از ملحفه (ملافه یا روپوش). بزرگی آن همانند چادر است كه زنان به وسیله آن (بنابر تفسیر المیزان) صورت و گردن و جامه‏های خود را می‏پوشانند»
وی در نتیجه‏گیری آیه یاد شده می‏گوید: زنان باید با پوشش گشاد و وسیع، سر و سینه خود را (تا پا) به‏خوبی بپوشانند؛ به گونه‏ای كه موجب تهییج هوسبازان و به دنبال آن، مزاحمت آنها قرار نگیرند؛ بنابر این آیه، نباید زنان با لباس‏های چسبان، در برابر چشم مردم ظاهر شوند.

* موضع‌گیری علما درباره چادر

روحانیان نیز همانند مردم در برخورد سیاسی و اجتماعی با پدیده نفی چادر، به دو دسته تقسیم شدند:
۱. گروهی كه تعدادشان بسیار انگشت‏شمار بود، با پذیرش نفی چادر، برای خود دلایلی می‏آوردند: «وحیدی، فرزند شیخ ابوالقاسم كرمانشاهی، در مجلس جشن بی‏حجابی در سال ۱۳۱۴ همراه همسرش شركت كرد و یك قصیده طولانی با مطلع «به شرع اجمل رسل حجاب لازم نیست» از سروده‏های خودش خواند. پس از آن به تهران آمد، عمامه و قبا و عبا برداشت و فُكُل و كروات و زنار بست و ریش را تراشید و به خدمت دولت پهلوی درآمد و بارها وكیل و سناتور شد»
همچنین در میان طرفداران كشف حجاب، محمد تقی اصفهانی بود كه چنین استدلال می‏كرد: «آقایان علما، اگر شما میل ندارید سخنان ناشایست بشنوید از تعقیب عقاید كهنه خود دست بردارید... شما ما ایرانیان بیچاره را راحت نمی‏گذارید و مخلوقات زیبایی را كه برای ما آفریده شده، در زیر چادر و چاقچور پنهان می‏كنید». در همان زمان، یكی از بانوان مدافع چادر چنین پاسخی به او می‏دهد: «ما این شخص را می‏شناسیم؛ او شاپو یا عمامه را در مواقع لازم بر سر می‏گذارد»
۲. گروه دوم كه تقریبا اكثریت قریب به اتفاق علما و مراجع و روحانیان را شامل می‏شد، به مقاومت در برابر نفی چادر در عرصه‏های سیاسی و اجتماعی پرداختند. برخی با مأموران و رضاشاه درگیر شدند، برخی با ایراد خطبه و تبلیغ، به تكفیر نفی‏كنندگان حجاب و چادر پرداختند، عده‏ای به زندان‏های سیاسی رفتند، گروهی تبعید شدند، برخی به اعلام نارضایتی و مخالفت اكتفا نمودند و گروهی هم به خاطر دفاع از حفظ چادر و جایگاه آن در میان زنان، مورد شكنجه و آزار و اذیت و توهین و افترا قرار گرفتند. سید ابوالقاسم كاشانی به اعتراض‏های متعدد پرداخت: «[برای وزارت داخله] عجب است با این وضعیت ناهنجار مملكت كه از هر حیث دچار زحمت و شدت و محنت است، در گیلانات مأمورین شهربانی و فرمانداری متعرض به چادر زن‏های بیچاره، كه ستر عورت و زندگی و لباس خود را به آن می‏نمایند، با كمال سختی و شدت می‏شوند. معلوم نیست كه این تعدی و اجحاف مطابق كدام قانون و عقل و انصاف است...»
آیت‏الله حائری نیز به مقابله پرداخت؛ اما «بعد از تذكره ایشان نسبت به محكوم كردن این اقدام، رضاشاه به گونه‏ای حرمت‏شكنانه به منزل شیخ عبدالكریم رفت و به او چنین گفت:.. شما از من چه می‏خواهید؟ رفتارتان را عوض كنید، وگرنه حوزه قم را با خاك یكسان می‏كنم. كشور مجاور ما [تركیه آتاتورك] كشف حجاب كرده و به اروپا ملحق شده، ما نیز باید این كار را بكنیم و این تصمیم هرگز لغو نمی‏شود»
آورده‏اند كه بعد از ماجرای مسجد گوهرشاد «آقای شیخ عبدالكریم حائری در قم مطلب را با وحشت تلقّی كردند و از غصه این موضوع بیمار شدند و حدود یك‏سال پس از ماجرا، از همان بیماری از دنیا رفتند؛ همچنین مرحوم حاج میرزا محمد آقا خراسانی، فرزند مرحوم آیت‏الله خراسانی، پس از رفتن آقای قمی به عراق (و انتشار اعلامیه‏ای توسط ایشان علیه دولت ایران) دنباله قضیه را در مشهد تعقیب نمودند كه ایشان را دستگیر كردند و به تهران آورده و او در تهران و در زندان وفات نمود».
درباره واكنش رضاخان به اعتراض شیخ محمد تقی بافقی، یكی از روحانیان، چنین نقل می‏كند: «... [بعد از ورود به حرم] رضاخان و مأمورانش حاج شیخ محمد تقی [بافقی] را پس‏گردنی زدند و بیرون آوردند و پای ایوان آینه داخل صحن، به پشت خوابانیدند و او [رضاخان [با دست خودش شروع كرد به زدن به پشت حاج شیخ محمد تقی. حاج شیخ نیز از آن زیر می‏گفت: یا صاحب الزمان، یا صاحب الزمان. آخرش شیخ محمد تقی را بردند به محبس بسیار تاریكی كه روز و شبش معلوم نبود؛ جای یك نفر بیشتر هم نبود، به طوری كه خوابیدن نیز برایش مشكل بود. بنده خدا مدتی طولانی در آنجا بود. روز می‏بردندش به استنطاق... چیزی نتوانستند ازش بگیرند، اما چه بلاها كه بر آن بیچاره وارد شد، خدا می‏داند و بس. خدا رحمتش كند... كه او را بعدها به زندان عمومی بردند و بعد از یك‏سال حبس به اقامتگاه جاری در شهر ری محوم كردند»

* نقش غیر ایرانیان و نفی چادر

به‏وضوح، بیشترین تأثیرات سیاسی و اجتماعی در نفی چادر و تبلیغ و اجبار استفاده از كالاهای جایگزین به استناد موافقان این كار، بخصوص شاه، كشورهای غربی بودند. شاه می‏خواست اروپایی شود و لازمه اروپایی شدن كمك و مشاوره با اروپاییان بود. او فقط تمدن غرب را تمدن می‏دانست و پیشرفت را در غربی شدن؛ از این‏رو از همكاری و مشاوره با غربی‏ها در خصوص موضوع نفی چادر، بیشتر از مشاوره با خود ایرانی‏ها استقبال می‏كرد. غافل از اینكه در آن سوی مرزهای ایران، استعمار یا غربی‏ها، به دنبال اهداف و منافع خودشان در ایران بودند؛ از این‏رو پوشیدگی زن با فرهنگ آنها مغایرت داشت و چون نشان از دین داشت و دین از موانع مهم استعمارزدایی بود، خود به خود باید حذف می‏شد. از سوی دیگر، سرمایه‏داران كه به دنبال بازار مصرف برای كالاهای مصرفی خود در جهان، بخصوص كشورهای جهان سوم، می‏گشتند، این كالاها را هم باید به فروش می‏رساندند و هم تبلیغ می‏كردند و زن به عنوان گزینه‏ای پرسود برای این كار خود به عنوان كالا، چه در فرهنگ خودشان و چه در نشر آن در كشورهای دیگر، محسوب می‏شد و مطابق منافعشان قابل تبدیل و تحول بود.
«فرانتس فانون» جامعه‏شناس مشهور، در كتاب انقلاب الجزایر یا بررسی جامعه‏شناسی یك انقلاب به بررسی نقش چادر زنان الجزایری در مقابل استعمار فرانسه پرداخته و می‏نویسد: «سیاست‏مداران استعمار به این نتیجه رسیده بودند كه اگر بخواهند به تار و پود بافت جامعه الجزایری هجوم ببریم و استعداد مقاومت را از آنها بگیریم، باید ابتدا زن‏ها را تحت تسلط خود در آوریم و لذا هر چادری كه دور انداخته شود، افق جدیدی را كه برای استعمارگران ممنوع بوده در برابر او می‏گشاید و پس از دیدن هر چهره بی‏حجابی امیدهای حمله‏ور شدن استعمار ده برابر می‏شود»
همفر، جاسوس انگلیس، در خاطرات خود می‏نویسد: «باید زنان مسلمان را فریب داد و از زیر چادر و عبا بیرون كشید با این بیان كه حجاب یك عادت است، از خلفای بنی‏عباس و یك برنامه اسلامی نیست و لذا مردم زنان پیامبر را می‏دیدند و زمان صدر اسلام در هر كاری با مردان شركت می‏كردند. پس از آنكه زنان را از چادر و قبا بیرون آوردیم، باید جوانان را تحریك كنیم كه دنبال آنها بیفتند تا در میان مسلمانان فساد رواج یابد و برای پیشبرد این نقشه لازم است اول زنان غیر مسلمان را از حجاب بیرون بیاوریم تا زنان مسلمان از آنها یاد بگیرند»

* لزوم حفظ قداست چادر

در یك نگرش، چادر در فرهنگ اسلامی و ایرانی جایگاه ویژه خود را دارد و امری سطحی نیست كه فقط محصول سلیقه باشد، بلكه در مقابل فرهنگ غربی یا غیر اسلامی متجدد، كالایی است مهم و از لحاظ مبنایی مؤثر.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، چیزی قریب به بیست سال پیش در چهارم دی ماه ۱۳۷۰ در دیدار اعضای شورای فرهنگی اجتماعی زنان، سخنانی را در زمینه حجاب و خصوصا استفاده از چادر ایراد فرمودند و گفتند: «مثلا بیاییم با خودمان فكر كنیم كه حجاب داشته باشیم، اما چادر نباشد؛ این فكر غلطی است. نه اینكه من بخواهم بگویم چادر، نوع منحصر است؛ نه، من می‌گویم چادر بهترین نوع حجاب است؛ یك نشانه ملی ماست...»

* چادر امروزه خود به نوعی مبلغ اسلام است

چادر امروزه خود به نوعی مبلغ اسلام است و نشان مسلمانی زنی كه حامل آن است؛ البته چنان‏كه بحث شد، اصالت چادر حتی به ادیان و اقوام پیش از اسلام هم برمی‏گردد، ولی امروز چادر نشانه دین خاصی محسوب می‏شود. از سوی دیگر، وسیله‏ای است برای حفظ زنان از هجوم كالاهای مصرفی ـ آرایشی و نمایش آنها توسط این قشر و نیز مصونیت در برابر نامحرمان و از همه مهم‏تر، حفظ حریم الهی و احترام به متولیان دین و استباط آنان از دین در مورد لزوم پوشیدن چادر.
اما در نگرشی دیگر، امروز تنوع چادر و استفاده از پارچه‏های ناهنجار و بدن‏نما و انواع و اقسام نوع پوشش به وسیله چادر، خود می‏تواند باز فرهنگ كالاپذیری و مصرفی شدن را در میان زنان و حتی نمایش مدهای مختلف چادر به همراه داشته باشد.
نحوه استفاده از چادر مهم است؛ اما زنان گاهی با چادر آنقدر ملزم به حریم‏شكنی می‏شوند كه شاید با روسری یا مقنعه نشوند! بعضی فقط چادر دارند و در هنگام فعالیت‏های اجتماعی، مو و بدن آنها نمایان می‏شود. برخی با اجبار و اكراه چادر می‏پوشند و از این‏رو، به نوعی با چادر خود به قشر معتقد كه از این پوشش استفاده می‏كنند، بی‏احترامی می‏نمایند. زنان چادری امروز مورد طعن و تمسخر برخی جوانان و اقشار مخالف، اعم از زن یا مرد، قرار می‏گیرند؛ البته عده كمی در این‏باره احساس حقارت می‏كنند و نسبت به چادر خاطره ناخوشایندی خواهند داشت.
شهید مطهری می‏گوید: «استفاده زنان از روپوش‏های بزرگ (چادر) كه بر سر افكنده‏اند، دو جور بوده است؛ یك نوع صرفا جنبه تشریفاتی داشته، با چادر هیچ جای بدن خود را نمی‏پوشاندند، بلكه آن را رها می‏كنند. وضع چادر بر سر كردنشان نشان می‏دهد كه اهل پرهیز از معاشرت با مردان نامحرم نیستند و از اینكه مورد بهره‏برداری چشم‏ها قرار بگیرند احساسی ندارند. نوع دیگر، بر عكس بوده و هست؛ زن آنچنان با مراقبت لباس‏ها و چادر خود را می‏گیرد و آن را رها نمی‏كند كه نشان می‏دهد اهل عفاف و حجاب است و این كار خود آژیر دورباشی برای دزدان ناموس ایجاد می‏كند و ناپاك‏دلان را مأیوس می‏كند».


آلبوم تصاویر حجاب


     تصویر 20



     تصویر 19



     تصویر 18



     تصویر 17



     تصویر 16



     تصویر 15



     تصویر 14



     تصویر 13



     تصویر 12



     تصویر 11



     تصویر 10



     تصویر 9



     تصویر 8



     تصویر 7



     تصویر 6




پایگاه فرهنگی چادری